نوشته شده توسط : جعفر

 

یک مارک تجاری، وجه تمایز محصولات و خدمات شرکت از سایر رقباست. امروزه با ظهور پدیدهٔ دهکدهٔ جهانی، سازمان ها می بایست با بکارگیری استراتژی های نوین، کسب و کار خود از دنیای واقعی به دنیای مجازی انتقال دهند از جمله مارک تجاری خود را. امروزه مارک های تجاری به سمبل های سرمایه داری بین المللی تبدیل شده اند و ارزیابی شرکت ها از سوی مشتریان را امکان پذیر می کنند.

 

به گونه ای که اغلب مشتریان، حتی حاضرند برای یک مارک تجاری قدرتمند بهای بیشتری بپردازند چرا که مارک های تجاری روش جدیدی از زندگی را به نمایش می گذارند و مجموعه ای از ایده های نو را عرضه می کنند. برای اینکه شرکت ها از طریق علائم تجاری خود بتوانند به ایجاد و حفظ اعتماد مشتری بپردازند، نیازمند تبلیغات پرهزینه و بازایابی خوب و قدرتمند هستند. تبلیغات نامناسب، افت ناچیز در کیفیت محصولات، می تواند باعث گریز آن مشتری از بازار مصرف آن مارک تجاری شود. شرکت ها به کمک علائم تجاری قدرتمند می توانند خود را ازنظر راهبردی برای آینده تثبیت کرده و با رقبای بالقوه ای که بازارهای جهانی را تحت کنترل دارند به طور مؤثر رقابت کنند. بنابراین می توان گفت که شرکت ها باید برای کسب اعتبار جهانی، ورود به بازارهای جدید، رشد دراز مدت، کاهش هزینه و افزایش تولید، اقدام به ایجاد، تثبیت و مدیریت علائم تجاری خود کنند.

برخی از قوانین تثبیت نام تجاری

قانون اول- قانون گسترش

قدرت یک نام تجاری نسبت معکوس با گسترش آن دارد. انسان موجودی طمع کار است و هرچه به دست آورد باز بیشتر طلب می کند. در دنیای کسب و کار نیز وضع به همین منوال است، به گونه ای که شرکت ها خطوط ضمیمه اضافه کرده و کالاها و انشعاب های فرعی بیشتری ایجاد می کنند. با این کار شاید در کوتاه مدت منافعی به دست آورند ولی در بلندمدت تنها نام تجاری خود را کمرنگ تر می کنند. زیرا وقتی یک شرکت در ذهن مصرف کننده برای یک کالای خاص یا یک طبقه بندی خاص حک می شود این تثبیت به مرور زمان بیشتر می شود اما زمانی که نام تجاری خود را بر روی انواع مختلفی از کالا می گذارد در واقع این تاثیر بین آنها تقسیم می شود لذا باید دامنه را محدود کنیم و در حیطهٔ کاری خود متمرکز شویم .

article_image_one_331.jpg

قانون دوم- قانون معروفیت

تولد یک نام تجاری از طریق معروفیت و شهرت آن شکل می گیرد.ابتدا باید به این شهرت برسیم تا بتوانیم خود را تثبیت کنیم. یکی از راه های معروف شدن پیشگام بودن است. به این معنی که حتی اگر نمی توانیم در یک طبقه بندی کلی اول باشیم می توان در یک زیر طبقه و یک مقوله پیشگام باشیم و صرف تولد یک کالای جدید در یک طبقه بندی خاص به شهرت نمی رسیم مانند : سی ان ان CNN: نخستین شبکهٔ خبری کابلی و مرغ سوخاری کنتاکی (KFC): نخستین فروشگاه زنجیره ای که مرغ را با طبخ جدید(سرخ شده) تحویل می داد.

قانون سوم- قانون تبلیغات

هر نام تجاری پس از تولد، برای ماندگاری نیازمند تبلیغات است. بعد از اینکه نام تجاری خلق شد برای اینکه در گردونهٔ رقابتی محو و کمرنگ نشود باید به تبلیغات بپردازد. تبلیغات ابزار نیرومندی در جهت حفظ و نگه داری یک نام تجاری پس از کسب آن است و نمی تواند یک نام تازه پا و جدید را رهبری کند. در واقع به صرف تبلیغات نمی توانیم یک نام تجاری جدید را تثبیت کنیم. هزینهٔ سرسام آور تبلیغات شاید نتواند بهای خود را بپردازد اما باعث می شود رقبا مجبور به صرف هزینه های هنگفتی در همین راستا شده و اگر توان مالی آن را ندارند ناچار به تبعیت از ما حرکت می کنند. شرکت ها در زمان اوج شهرت و معروفیت خود باید به تبلیغات بپردازند تا همچنان قوی، محکم و پررنگ بمانند مانند کارت اعتباری ویزا یا شرکت معروف و صاحب نام مایکروسافت.

قانون چهارم- قانون واژه

برای تملک ذهن مصرف کننده و به منظور تثبیت نام تجاری باید به کوششی وصف ناپذیر پرداخت. نام تجاری بهتر است کوتاه، ساده و مختصر باشد تا در نقل شفاهی راحت تر بیان شود زیرا تاثیر نقل شفاهی در تثبیت آن بسیار بیشتر از نقل کتبی است. وقتی مایلید یک نام تجاری خلق کنید سعی کنید واژه ای را از محصول خود تثبیت کنید که به هیچ شرکت و سازمانی تعلق ندارد.

قانون پنجم- قانون اعتبار

رکن اصلی یک نام تجاری در ادعای اصالت آن است. اگر بتوانیم نام تجاری خود را تثبیت کنیم می توانیم در آن ادعای اصالت کنیم. شعار کوکاکولا این بود:"این یک نوشابهٔ واقعی است." این ادعا آنقدر با نام تجاری رابطهٔ تنگاتنگی برقرار کرده بود که همه می گفتند:"بله این یک نوشابهٔ اصیل است و بقیه تنها تقلیدی از آن هستند". همان طور که می بینید وقتی نام تجاری به خوبی و قدرتمند تثبیت می شود حتی ادعاهای ما بر ادعای رقبا برتری می یابد.

قانون ششم- قانون کیفیت

کیفیت مهم است اما نام تجاری تنها با کیفیت ساخته نمی شود.آیا صرف ارائهٔ محصول با کیفیت بالا را می توان نام تجاری را تثبیت کرد؟ پس اگر این طور است ساعت رولکس دقیق تر از بقیهٔ ساعت ها زمان را نشان می دهد؟ آیا مرسدس بنز کمتر از کادیلاک با مشکلات فنی روبرو می شود؟ طبق آمار گرفته شده بسیاری از افراد طعم پپسی را ترجیح می دهند اما فروش کوکاکولا بیشتر است. مشاهدات طی سال های طولانی به این نتیجه منجر شده که ابتدا باید نام تجاری خود را تثبیت کنید و البته محصول را با کیقیت بالا ارائه دهید و هرگز تصور نکنید که کیفیت به تنهایی قادر به خلق نام تجاری شما خواهد بود.

قانون هفتم- قانون نام

در درازمدت مارک تجاری چیزی جز یک نام نیست و همان طور که گفتیم باید دامنهٔ خود را محدود کرده و در کوتاه مدت به تثبیت نام تجاری خود بپردازیم اما در درازمدت تنها چیزی که از کمپانی شما می ماند یک نام است. مانند شرکت زیراکس که شاید امروزه تنها دارایی ۵/۱۹ میلیارد دلاری شرکت زیراکس تنها و تنها نام آن است.

قانون هشتم- قانون هم خانوادگی

زمان و مکان مناسبی برای ارائه نام تجاری دوم وجود دارد.در حالی که شرکتی از معروفیت خوبی برخوردار است می تواند با اضافه کردن نام دوم به انتهای نام اصلی موجب گسترش محصول جدید خود گردد. برای مثال نام تجاری کوکاکولا لایت برای محصول جدید مناسب است چرا که هم از خانواده کوکاکولاست و هم نشان دهنده بدون قند بودن محصول است.

قانون نهم- قانون شکل

یک آرم تجاری باید به گونه ای طراحی شود که خیره کننده باشد. در طراحی آرم باید از اشکال ساده استفاده کنیم و شکل هایی که از عناصر متعدد تشکیل شده اند را به کار نبریم. وقتی آرم تجاری شکلی ساده دارد به راحتی در ذهن تثبیت می شود مانند آرم شرکت نایک که به حدی توانسته به کمک این قانون، نام تجاری خود را در اذهان تثبیت کند که حتی نیاز به نوشتن کلمهٔ NIKE در زیر آرم خود ندارد.

قانون دهم – قانون رنگ

یک نام تجاری باید رنگ متضاد رقیب اصلی خود را انتخاب کند. اگر پیشگام هستید نزدیک ترین رنگ به محصول خود را انتخاب کنید. بهتر است از رنگهای اصلی و مشخص به جای رنگ های ترکیبی استفاده شود. اما اگر رقیب شما زودتر این کار را کرده است سعی کنید رنگ متضاد با رقیب را انتخاب کنید. کداک زرد را انتخاب کرد و فوجی سبز را. با این کار می توانید نام تجاری خود را با رنگی که متعلق به خودتان است تثبیت کنید.

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 933
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

تبلیغات از طریق رسانه های اجتماعی، سایت های خبری آنلاین و یوتیوب برای نوجوانان و جوانان تاثیرگذاری بالایی دارد در حالی که برای میانسالان و افراد مسن، رسانه های سنتی مانند روزنامه، تلویزیون، رادیو و بیلبورد اثربخش تر هستند. بنابراین هر نوع رسانه ای، مخاطب خاص خود را دارد.برندها باید تعیین کنند چه کسی محصول یا خدمت آنها را خواهد خرید و سپس رسانه درست را انتخاب کنند.

 

اگر برندی می خواهد تبلیغاتش بیشترین اثربخشی را داشته باشد، باید ابتدا تعیین کند مخاطب هدفش کیست و سپس رسانه ای را که به برند کمک می کند به آسان ترین طریق به آن مخاطبان دسترسی پیدا کند، انتخاب کند.

«من جوفوآ» استادیار دپارتمان تبلیغات و روابط عمومی در دانشگاه جورجیا است. او در این گفت وگو توضیح می دهد که چگونه از تکنولوژی های رسانه ای در تبلیغات استفاده کنیم.

امروزه مصرف کنندگان در معرض بمباران تبلیغات قرار گرفته اند. در چنین فضایی یک برند چگونه می تواند خود را متمایز سازد و توجه مصرف کنندگان را به خود جلب کند؟و اصلا ،امروزه کدام شیوه تبلیغاتی بیشترین اثربخشی را دارد؟

یک برند به چهار روش می تواند خود را متمایز کند:

1- ارائه اطلاعات مفید: مصرف کنندگان می خواهند تبلیغ به آنها اطلاعاتی درباره کارکرد محصول در زندگی روزمره شان بدهد. اگر تبلیغ بتواند کاری کند که مشتری بفهمد آن محصول «چگونه» به او کمک می کند و «چرا» باید آن کالا را خریداری کند، آن تبلیغ، تبلیغ مفیدی خواهد بود.

2- جاذبه احساسی: تبلیغات باید با برانگیختن احساسات مصرف کنندگان کاری کنند که آنها محصول یا خدمت را بخواهند. استفاده از تصاویر و کلمات مختلف در تبلیغات می تواند باعث شود مصرف کنندگان احساساتی همچون نوستالژی، غم یا شادی را تجربه کنند.

article_image_one_311.jpg

3- تناسب با مخاطب: مصرف کنندگان نمی خواهند وقت خود را با تبلیغی که هیچ ارتباطی به آنها ندارد، تلف کنند؛ زیرا چنین تبلیغاتی آنها را آزار می دهد. از این رو تعیین مخاطبان هدف و نحوه دسترسی به آنها از طریق تبلیغات، یک تصمیم استراتژیک است.

4- جاذبه بصری/ سخنگوها: مصرف کنندگان می خواهند حس خوبی از خرید خود به دست آورند، بنابراین تبلیغ موفق تبلیغی است که تصویر یک زندگی خوب را به آنها نشان دهد که پس از خرید محصول برایشان رقم می خورد.

به همین دلیل است که شرکت های بزرگ از افراد مشهور و ستاره ها در تبلیغاتشان استفاده می کنند تا بیشتر بفروشند. انتخاب این سخنگویان برند بر اساس جاذبه ای که برای بازار هدف دارند، صورت می پذیرد.
برای سنجش میزان اثربخشی تبلیغات، از کدام روش های کمی می توان استفاده کرد؟

برای سنجش اثربخشی تبلیغات آنلاین مثل تبلیغات در گوگل، مقایسه های کمی زیادی وجود دارد. تعداد کلیک هایی که یک تبلیغ می خورد یا تعداد بحث هایی که درباره آن مطرح می شود، از جمله این موارد هستند.در رسانه های سنتی مانند تلویزیون، رادیو، روزنامه و مجلات برندها می توانند فروش خود را در یک بازه زمانی خاص پس از انتشار تبلیغشان ارزیابی کرده و از این طریق ببینند آن تبلیغ خاص در آن رسانه چقدر تاثیرگذار بوده است.

یک تبلیغ برای آنکه بتواند در رسانه های مختلف اثربخش باشد، باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

مهم ترین چیز این است که تبلیغ (یا کمپین) داستانی داشته باشد که بتواند در رسانه های مختلف آن را تعریف کند.

پیام کمپین یا تبلیغ باید شفاف و پایدار باشد و داستانی که تعریف می کند باید به راحتی خود را با رسانه های مختلف آفلاین (سنتی) و آنلاین (اینترنت) تطبیق بخشد و در قالب های مختلف مانند تصاویر متحرک (تلویزیون)، صدا (رادیو) و تصاویر (روزنامه، مجله و بیلبورد) تاثیرگذار باشد. یکی از ویژگی های تبلیغات اثربخش این است که در سطح جهانی جذابیت داشته باشد و ویژگی های مثبتی از برند را نشان دهد که برای مخاطب هدف به راحتی قابل درک باشد.

برخی از متفکران عقیده دارند که تبلیغات از فقدان منابع تئوری رنج می برد. آیا با این نظر موافق هستید؟

این طور نیست. فکر می کنم بخش زیادی از تبلیغات براساس تئوری های روانشناسی پایه ریزی می شود. هر تصویر، کلمه و پیام در تبلیغ یا فکر و اندیشه انتخاب می شود تا بتواند مخاطب را با محصول یا برند درگیر کند. تبلیغات موفق باعث می شوند مخاطب نظرش را درباره محصول یا خدمت در جهت مثبت تغییر دهد. بنابراین برای ایجاد این تغییر مسیر، باید به لحاظ روانشناسی روی مخاطب تاثیر گذاشت.

به خوانندگان ما پیشنهاد می کنید کدام کتاب های تبلیغات را بخوانند؟

کتاب هایی که من به شدت به آنها علاقه دارم و خواندن آنها را پیشنهاد می کنم، این کتاب ها هستند:

1- تبلیغات خلاق: از لوک سولیوان

2- تبلیغات به روش اوگیلوی: از دیوید اوگیلوی

3- از طرف آدم های فوق العاده ای که پرل هاربر را به شما دادند: از جری دلا فمینا

4- تکنیکی برای تولید ایده ها: از جیمز وب یانگ

5- تاثیرگذاری: از رابرت چیالدینی

6- چشمک: از ملکوم گلدون

 

 




:: بازدید از این مطلب : 932
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 عبارتی است که در یک دهه اخیر به شدت میان بازاریابان و کسب و کارهای مختلف در سرتاسر جهان استفاده می شود. گسترش تجارت بین الملل، پیشرفت های تکنولوژیک، تنوع در محصولات و خدمات خصوصا در شهرهای بزرگ از جمله موضوعاتی است که باعث می شود فرآیند فروش یک شرکت توسط متخصصین این حوزه برنامه ریزی شود. مهندسی فروش به پیش بینی احتمالات آینده بازار و همچنین ارائه راهکارهایی برای افزایش فروش شرکت ها تمرکز دارد. در این مقاله سعی می کنم برای شما ابعاد مهندسی فروش را توضیح دهم تا با این موضوع بیشتر آشنا شوید. 

 

مهندسی فروش

ابعاد مهندسی فروش

مهندس فروش کیست؟ در یک تعریف ابتدایی میتوان چنین عنوان کرد که مهندس فروش فردی سات که اطلاعات کافی و مهارت های لازم برای فروش یک محصول را دارد. شاید در نگاه اول مهندس فروش بگویید مهندس فروش همان بازاریاب است اما تفاوت های بسیار مهمی میان مهندسی فروش و بازاریابی وجود دارد. مهندس فروش صرفا به افزایش فروش یک محصول در کوتاه مدت توجه نمی کند بلکه سعی می کند با یک ژرف اندیشی افق های میان مدت و بلند مدت سهم یک شرکت از بازار را نیز آنالیز کند اما یک بازاریاب ساده بیشتر شبیه یک اپراتور فروش محصول عمل می کند و تنها کاری را که به او آموزش داده اند را انجام می دهد. مهندسین فروش عموما طراحانی باهوش برای استفاده کردن از موقعیت های پنهان در بازار هستند تا با ایجاد کمپین های خلاق برای تبلیغات میزان فروش محصولی خاص را در یک بازه زمانی کوتاه افزایش دهند. سوال مهم در این بحث این است که فرآیند عمومی مهندسی فروش چیست؟

 

فرآیند مهندسی فروش

۱- تعیین مشتریان واجد شرایط

هدف گذاری و شناسایی مشتریان بالقوه از موضوعات مهم در مهندسی فروش است. این مهم است که شما وقت و هزینه های شرکت را بر روی احتمالات قوی تر صرف کنید. بنابراین باید خصوصیات و بازار هدف خود را تعیین کنید و بدانید چه افرادی احتمال بیشتری برای خرید از شما دارند. این موضوع می تواند بررسی رده های سنی مختلف، بررسی جامعه شناختی یک شهر یا بررسی های فرهنگی و روانشناختی را نیز شامل شود. نوشتن مطالب مختلف در این حوزه، ارائه سخنرانی ها در محل هایی که جلب توجه می کند استفاده از رسانه های جمعی و تبلیغات محیطی به شما کمک می کند که اطلاعات اولیه در خصوص آنالیز بازار هدف خود را بدست بیاورید.

۲- تماس اولیه

بعد از شناسایی مشتریان بالقوه و تعیین بازار هدف مهندسین فروش نیاز به تعیین استراتژی برای برقراری تماس دارند.  اطلاعاتی مانند خصوصیات و سبک زندگی، اهداف مشتری از خرید کالا یا خدماتی خاص، میزان مصرف سالیانه و رقبای شرکت شما در ایجاد یک کانال مطمئن برای تماس با مشتریان بالقوه موثر خواهد بود. استراتژی های بازاریابی مانند ورود به بازار با یک بازاریابی شبکه ای یا ورود هجومی به بازار از جمله استراتژی های معروف در بازاریابی است. اما مهارت شما در اجرای دقیق این روش ها مهمتر از هر چیز دیگری است.

بنابراین بعد از انتخاب مسیر بازاریابی باید یک تماس اولیه با بازار هدف صورت بگیرد. این تماس بیشتر برای معرفی شما به مشتری انجام می شود و نباید زمان طولانی داشته باشد.

۳- تماس اصلی

بعد از آنکه در مرحله تماس اولیه توانستید یک تاثیر مثبت بر روی مشتری خود بگذارید باید برای یک ملاقات طولانی تر برنامه ریزی داشته باشید. این بخش یکی از مهمترین بخش های فرآیند اجرایی در مهندسی فروش است. شما از این طریق سعی می کنید که بازخورد های مثبت در مرحله تماس اولی را به یک رابطه دو جانبه با مشتری و رفیقانه تبدیل کنید.

۴- معرفی کالا

معرفی کالا یا خدمات شما موضوع مهم بعدی در فرایند مهندسی فروش است. شما می توانید از تاریخچه شرکت خود شروع کنید و توضیحاتی در خصوص مشخصات اصلی کالا و خدمات شرکتتان در ادامه ذکر کنید. برای این کار داشتن یک کاتالوگ طراحی شده با گرافیک زیبا می تواند به شما کمک کند. مهندسین فروش برای این بخش سعی می کنند سناریو نویسی کنند. برای مثال بارها و بارها این فرایند را توضیح می دهند و در این میان سوالات احتمالی را برای خود مرور می کنند از این طریق برای پاسخگویی به هر سوالی آماده هستند.

۵- بررسی ایرادات 

همانطور که گفتم یکی از شاخصه های مهم مهندسی فروش بررسی سوالات احتمالی در هنگام معرفی کالا برای مشتریان است. این موضوع کاملا بدیهی است که مشتریان چون برای کالای شما می خواهند مبلغی را پرداخت کنند از تمام زوایا به موضوع نگاه می کنند و سوالاتی در هنگام توضیحات شما مطرخ خواهد شد. سوالاتی که می تواند از نظر فنی کالای شما را بررسی کند یا ممکن است از جنبه های روانشناختی و نحوه پرداخت و تحویل و … باشد. اینجاست که تفاوت های بنیادین میان مهندسین فروش و فروشنده ساده مشخص می شود. یک مهندس فروش برای پاسخگویی به هر سوالی خود را از قبل آماده می کند. منطق قوی دارد و تعامل لحظه ای او با مشتری بسیار بالاست.

۶- انعقاد قرارداد فروش 

مهندسی فروش از نظر من کمی شباهت به آشپزی نیز دارد! شما باید زمان دقیق برای ارائه پیشنهاد انعقاد قرارداد را تشخیص دهید. اگر خیلی زود این کار را انجام دهید مشتری شما امتناع می کند و اگر دست دست کنید و این موضوع دیر شود مشتری ممکن است از نظر روانی تمایلش برای انعقاد قرارداد با شما را از دست بدهد. دیدن علائمی مانند تایید حرف های فروشنده، یا پرسش در خصوص شرایط اعتبار خرید و تخفیف ها از جمله نشانه های تمایل خرید از سوی مشتری است. این موضوع بیش از آنکه آکادمیک باشد تجربی است و شما در طول انجام فراین فروش مهارت های آن را کسب می کنید. البته برخی به صورت ذاتی فروشنده هستند و غریزه آنها در این بخش بکارشان خواهد آمد.

۷- پیگیری 

بعد از انعقاد قرارداد شما باید پیگیری دقیق از عملیات فروش و تامین خدمات پس از آن را انجام دهید. پیگیر رضایت مندی مشتری باشید تا از این طریق بتوانید مشتری را برای خرید مجدد ترغیب کنید.

 




:: بازدید از این مطلب : 464
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

اکثر اوقات با کارآفرینانی مواجه می شوم که احساس می کنند، بزرگ ترین استعداد کشف نشده در حوزه فعالیت خودشان هستند، اما با وجود تلاش زیاد، کمتر کسی آنها را می شناسد و از فعالیت آنها باخبر است. این صاحبان کسب وکار سخت تلاش کرده اند تا مشتری جذب کنند و وجود مشتریان راضی و خوشحال، حاکی از آن است که آنها کارشان را درست انجام داده اند، اما وقتی با آنها صحبت می کنم به نظرشان می آید یک جای کار می لنگد.

 

آنها نمی دانند چطور باید خودشان را بازاریابی کنند و این مشکلی است که اغلب کارآفرینان با من در میان می گذارند. در زیر هفت راهبرد پیشنهاد کرده ام که می تواند به شما کمک کند تا دیگران را از توانمندی ها و فعالیت های خود بهتر آگاه کنید:

1) هدفتان تنها فروش نباشد.

اولین قانون آن است که اگر در حوزه خود یک فرد متخصص و حرفه ای و صاحب دانشی هستید که می تواند به دیگران کمک کند، باید از هر فرصتی برای آموزش دادن به دیگران بهره بگیرید. افراد از اینکه چیزی به آنها فروخته شود متنفرند، اما عاشق این هستند که خودشان چیزی را بخرند. آنها زمانی اقدام به خرید می کنند که یاد بگیرند محصول یا خدمات شما چگونه به آنها کمک می کند. دانش خودتان را در هر حوزه ای که در آن فعال هستید با دیگران به اشتراک بگذارید و خواهید دید که مشتریان بالقوه با هدف یادگیری به شما نزدیک خواهند شد.

 

2) از قابلیت های گوشی های تلفن همراه هوشمند بهره بگیرید.

امروزه کمتر کسی را می توان پیدا کرد که در جیبش یک گوشی تلفن همراه هوشمند نداشته باشد. این روزها افراد دوست دارند در هر جایی که هستند به اطلاعات مورد نیازشان دسترسی داشته باشند. فرض کنید آنها راجع به شما در جایی در شبکه های اجتماعی، گفت وگو با یک دوست یا بیلبوردی در بزرگراه چیزی می شنوند یا می خوانند. به احتمال زیاد اولین کاری که انجام می دهند آن است که سراغ گوشی تلفن همراه شان می روند و به جست وجو راجع به شما بپردازند. آیا می دانید اگر نام شما را در گوگل جست وجو کنند چه چیزهایی نمایش داده خواهد شد؟ آیا وب سایت شما قابلیت نمایش در گوشی های تلفن همراه یا تبلت را دارد؟ آیا اطلاعات تماس شما به راحتی از وب سایت تان قابل دریافت هست؟ نداشتن وب سایت یا وب سایت مناسب برای نمایش در گوشی های تلفن همراه به معنی این است که عملا در اینترنت امکان دسترسی به شما وجود ندارد و در نتیجه مشتریان بالقوه نیز سراغ افراد و شرکت های دیگری خواهند رفت.

 

 

3) نوشتن پست های میهمان دریچه فرصت ها را به رویتان می گشاید.

خوب است که همواره دانش خود را با طیف وسیع تری از مخاطبان در میان بگذارید. قبلا گفتم که دانشی که در حوزه تخصصی تان دارید، فی نفسه باارزش است، اما خوب است این دانش را در قالب یک مقاله یا پست تخصصی در وبلاگ یا سایتی که در حوزه فعالیت تان شناخته شده است، با دیگران به اشتراک بگذارید. مثلا می توانید راه حلی برای مشکلی که اغلب مشتریان با آن دست به گریبان هستند ارائه بدهید. همچنین می توانید مطالب تان را در روزنامه ها و مجلات تخصصی حوزه فعالیت تان منتشر کنید. فعالیت در این رسانه ها اغلب امکان برقراری ارتباط با گستره وسیع تری از مخاطبان را فراهم می کند و همین به شما کمک می کند برند شخصی تان را بسازید و افراد را به سوی خودتان جذب کنید.

4) حضورتان را در رسانه ها پررنگ تر کنید.

چطور می توانید کاری کنید که آدم های اطراف تان به شما بگویند: «ما تو را همه جا می بینیم»، از مشتریان بالقوه و فعلی تان تماس های غیرمنتظره دریافت کنید، برای مصاحبه دعوت تان کنند یا حتی از طرف کسانی به شما پیشنهاد همکاری شود که آنها را نمی شناسید؟ این اتفاق از طریق پوشش رسانه ای رخ خواهد داد. لازمه این کار آن است که بتوانید با خبرنگاران ارتباط نزدیک تری برقرار و توجه آنها را به خودتان جلب کنید. وقتی خبرنگاری در حال نگارش موضوعی است که در حوزه تخصصی شماست، بهترین فرصت است که با او ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید از طریق جست وجو در اینترنت و تماس با افرادی که در حوزه تخصصی شما در رسانه های چاپی و آنلاین فعالیت می کنند انجام بدهید. منتشر کردن پادکست های صوتی (Podcast) در اینترنت نیز ایده خوبی است. سایت های زیادی وجود دارند که می توانید در آنها به طور رایگان کانال ایجاد کنید و پادکست های صوتی تان را در اختیار افراد قرار بدهید.

5) محتوای اختصاصی خودتان را تولید کنید.

این روزها در مقایسه با گذشته موانع کمتری برای اینکه رسانه خودتان باشید، وجود دارد. شما می توانید با گوشی تلفن همراه تان ویدئو تولید کنید، با رایانه شخصی تان پادکست صوتی ضبط کنید و مقالات تان را از طریق وبلاگ شخصی تان منتشر کنید. اینها فرصت هایی است که بتوانید در قالب تولید محتوای فیلم، صوت و متن، دیگران را از دانش و تخصص خودتان مطلع کنید. نباید شبکه های اجتماعی را نیز از یاد برد. با امکاناتی که این شبکه ها برای به اشتراک گذاری مطالب در اختیارتان می گذارند، کار ساده تری برای برقراری ارتباط با مخاطبان پیش رو دارید. البته بهتر است به جای حضور کمرنگ در همه شبکه های اجتماعی، فعالیت تان را به طور خاص در چند شبکه محدود کنید. لینکدین، فیس بوک، گوگل پلاس، اینستاگرام و تلگرام جزو پرمخاطب ترین شبکه های اجتماعی هستند که می توانید محتوای تان را در آنها منتشر کنید.

6) سخنرانی کنید.

هیچ چیز بهتر از این نیست که دانسته های تان را با دیگران به طور زنده به اشتراک بگذارید. رویدادها، دورهمی ها، سمینارها و کارگاه های آموزشی فرصت هایی عالی برای ارتباط مستقیم با مخاطبان تان هستند. اگر برای سخنرانی در دنیای واقعی با محدودیت مواجه هستید، می توانید سراغ دنیای مجازی بروید. امروزه سایت های به اشتراک گذاری ویدئو مانند یوتیوب این امکان را فراهم آورده اند که فایل سخنرانی خود را آسان و سریع در اختیار مخاطبان قرار بدهید. سایت هایی که امکان برگزاری وبینار را فراهم آورده اند، یکی دیگر از گزینه های مناسب برای سخنرانی در فضاهای مجازی هستند.

7) با حضور در فضاهای غیررسمی با دیگران ارتباط مستقیم برقرار کنید.

افراد با کسانی وارد معامله می شوند که آنها را بشناسند، دوست داشته باشند و بتوانند به آنها اعتماد کنند. بهترین راه برای اینکه مشتریان شما را به خاطر بیاورند آن است که مجددا شما را از نزدیک ببینند. برگزاری برنامه های دورهمی و گردهمایی، شرکت در برنامه های داوطلبانه و نظایر آن راه خوبی است که بتوانید با مخاطبان و مشتریان تان ارتباط شخصی برقرار کنید و حرف های شان را بشنوید. جای شگفتی نیست که بسیاری از قراردادهای کاری و حرفه ای در همین برنامه های غیررسمی شکل می گیرد.

 

ارتباط با مشتری 

 

 

وقتی در حال برگزاری نخستین جلسه ی حضوری با یکی از مشتریان بالقوه ی شرکت هستیم، بهترین روش برای کم تر حرف زدن و البته رساندن نکات کلیدی مورد نظرمان چیست؟ نخستین جلسات حضوری با مشتریان همیشه مهم ترین دغدغه ی تیم بازاریابی است.

 

 

سوال: من در حال برگزاری نخستین جلسه ی حضوری با یکی از مشتریان بالقوه ی شرکت هستم. بهترین راهبرد جاین نوع جلسات چیست؟ بهترین روش برای کم تر حرف زدن و البته رساندن نکات کلیدی مورد نظر من چیست؟

پاسخ: در واقع، کارکنان فروش و بازاریابی تمایل دارند زیاد حرف بزنند آنان فکر می کنند اگر ۱۰ کلمه تاثیر گذار هستند، لابد ۱۰۰ کلمه ۱۰ برابر تاثیرگذار خواهند بود. در واقع، این چنین نیست. در زیر پیشنهاد من ارائه شده است. بگذارید فرض کنیم مشتری به شما این چنین بگوید: "خوب، به من بگو چه چیزی برای ارائه داری”. به عبارت دیگر، او از شما می خواهد به او بگویی محصول یا خدمت شما چیست و چه عملکرد خوبی برای آنها خواهد داشت.

مشکل: شما هیچ ذهنیتی نسبت به این امر ندارید که آدم در این جلسات با چه چالش هایی روبه رو است، پس نمی توانید هیچ پیشنهادی ارائه کنید. اجازه دهید نگاهی به حرکت بعدی شما و چگونگی طرح سوالاتی بیندازیم که به شما کمک می کند پیشنهاد های خود را که به نفع همگان هستند ارائه کنید. آموزش های اولیه برای برگزاری این نوع جلسات حاکی است احتمالا پاسخی تکراری به این شرح مناسب است "آقای مشتری، خوشحالم که راجع به ابزارهای شرکت به شما اطلاعات می دهم. اما ابتدا، می توانم چند سوال بپرسم؟”ولی این ایده ی بسیار بدی است. شما می توانید سوال خود را بپرسید اما اکنون زمان مناسبی نیست. آقای مشتری عادت کرده است مسئول امور باشد.

وی سوال خود را مطرح کرده است، پس به وی جواب دهید. توصیف مختصری (منظورم واقعاً مختصر است) از شرکت خود ارائه کنید و به مزایا و ویژگی هایی که قبلاً در نخستین تماس برقرار شده بین شما مورد توجه وی بوده است اشاره کنید. برای مثال، این چنین بگوئید "آقای مشتری، ما شرکت الف هستیم، شرکت تولید کننده ی ابزار که بالاترین رشد را در سطح کشور دارد. ما به شرکت ابزارهای الف کمک کردیم هزینه های سربار خود را به اندازه ی ۱۲% در فصل گذشته کاهش دهد و آنها توانستند این کار را بدون اخراج کارکنان یا کاهش کیفیت محصول انجام دهند.” اگر مشتری در این زمان صحبت های شما را قطع کرد، توجه و علاقه ی وی را به خود جلب کرده اید. صرفاً به دقت گوش دهید. اگر وی صحبت های شما را قطع نکرد، این چنین ادامه دهید "نظر شما راجع به امکان کاهش هزینه های سربار شما با برنامه ای مشابه برنامه ی شرکت ابزارهای الف چیست؟”

تجربه ی من از جلسات با مشتریان نشان می دهد که این مکالمه می تواند به پنج طریق ادامه یابد. در زیر احتمالات، در کنار پیشنهادهای روشنی برای برخورد با هر یک از سناریو ها ارائه شده اند.

1. مشتری هیچ بازخورد معنی داری به شما نمی دهد.

این مورد به شما نشان می دهد که فرد اشتباهی را مخاطب قرار داده اید یا امکان توافق خوب در این معامله، کم تر از حد مورد انتظار شما است. باید چه کار کرد؟ امکان صحبت با فرد دیگری را در نظر بگیرید "آیا فرد دیگری در سازمان وجود دارد که احساس می کنید تمایل داشته باشد با او در این باره صحبت کند؟” مقادیر زیاد زمان و انرژی صرف این نکنید که این مشتری را به چیزی تبدیل کنید که نیست (علاقه مند و مسئول). شما یک روز کامل را با بسیاری از فعالیت های مولد صرف کرده اید، یک متشکرم بگوئید، اتاق را ترک کنید و به سوی فرصت بعدی بروید.

2.مشتری شروع به بررسی بخش هایی از آن چه گفتید می کند.

"آن ها هزینه های سربار را چگونه اندازه گیری می کردند؟ شما کیفیت را چگونه اندازه گیری می کنید؟” در این زمان، خریداری روبه روی شما است که رویکردی تحلیلی دارد. وی خریداری است که همیشه اطلاعات بیش تر، داده های بیش تر، نمودارهای بیش تر، و پاسخ های بیش تر قبل از تصمیم گیری می خواهد. باید چه کار کرد؟ به این فرد کمک کنید تا اولویت ها را تبیین کند. از ارقام و درصد ها استفاده کنید. یک موضوع را حل کنید و به سراغ موضوع بعدی بروید، چون متفکران تحلیلی تمایل دارند تا به موضوعات با توالی دقیق و منطقی بپردازند.

3. مشتری شروع به صحبت درباره ی خود به شکلی پرانرژی می کند.

این خریداران تمایل دارند تا ابراز وجود کنند. باید چه کار کرد؟ صحبت های آنها را قطع نکنید و از آنها نخواهید به شکل خلاصه صحبت کنند (آن ها از این کار متنفرند). از آنها بپرسید چه احساسی دارند، سپس به آنها فرصت بدهید به شما بگویند. اگر به آنها اجازه دهید صحبت کنند، به دلیل هوش فوق العاده ی شما، متقاعد خواهند شد.

4. مشتری شروع به ناراحتی می کند یا به طرق دیگر ناراحتی خود از سوال شما را نشان می دهد.

این فرد معمولاً بسیار غیرمصمم است، تمایل ندارد تا خودش تصمیم گیری کند، نمی خواهد وضعیت موجود را به هم بزند. راه حل شما: سوالاتی نپرسید که وی را در نقطه ی حساس قرار دهد، هر جا که می توانید، به رویه ها و اتفاقات گذشته اشاره کنید و همیشه بر آن چیزی که در عمل جواب داده است تمرکز کنید. فضای آسوده و راحتی برای این فرد فراهم کنید.

5. وی پاسخی دقیق، مستقیم، و قاطع به شما می دهد و این که چه احساسی را نسبت به سوال شما دارد مستقیماً بیان می کند.

این خریدار، احتمالاً مرکز عمده ی قدرت را در سازمان خود در اختیار دارد. و در بیش تر موارد، شما دقیقاً می دانید در برابر امثال او چه موضعی دارید. لذا مستقیماً وارد بحث شوید و با سوالات خود به نقطه ی اصلی بحث برسید. مشتری را با جزییات خود، وارد بحث نکنید. ایجاد چالش با این افراد خوب است، اما با آنها وارد بحث نشوید. تصویر بزرگ تر را ببینید و به شکل دوره ای نظر وی را بپرسید. صحبت از تصویر بزرگ تر به میان آمد؛ اگر مزایا و منافع آن چه را پیشنهاد داده اید در ذهن داشته باشید، کم تر حرف می زنید و بیش تر گوش می دهید. این دقیقاً به همین علت است که همه ی ما دو گوش و یک زبان داریم. و تردید نکنید که به این ترتیب شما برنده ی اصلی جلسات حضوری با مشتریان خواهید بود.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 653
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

آنلاین مارکتینگ

بازاریابی اینترنتی (Online Marketing) که به آن بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی تحت وب یا بازاریابی آنلاین نیز گفته می شود، به کسب در آمد، فروش محصولات و ارائه خدمات از طریق اینترنت اطلاق می شود. بازاریابی اینترنتی حوزه وسیعی را شامل میشود زیرا نه تنها شامل بازاریابی از طریق اینترنت می شود، بلکه شامل کلیه فعالیتها و بازاریابی ها از طریق رسانه و ابزار آنلاین مانند ایمیل و دیگر وسایل از راه دور است. مدیریت داده های مشتریان و ارتباط الکترونیکی با مشتریان نیز در حوزه بازاریابی اینترنتی خلاصه می شود. بازاریابی اینترنتی، ویژگیهای فنی و خلاقانه اینترنت را با هم گره می زند که شامل طراحی، توسعه، تبلیغات و فروش است.

 

پیدایش اینترنت، این امکان را تقریبا برای همگان بوجود آورده است که هر کسی کالاها، محصولات یا خدمات خود را تنها با فشار چند کلیک از سوی خریداران بفروش برساند. بازاریابی اینترنتی یا آنلاین مارکتینگ، ذاتا ادامه ای از بازاریابی سنتی در سالهای گذشته است. فروش از طریق اینترنت، برای کلیه کسب و کارهای کوچک و بزرگ می تواند سودمند باشد. تنها می بایست نکاتی را رعایت کرد که هسته اصلی بازاریابی اینترنتی را تشکیل می دهند که عبارت است از بررسی بازار هدف، ابزارهای مورد نیاز مانند وب سایت کارآمد و شبکه های اجتماعی و بررسی مخاطب جهت فروش بهتر.

 

باید در نظر داشت باشید که بازاریابی اینترنتی شامل مجموعه کامل و هماهنگ فعالیتهای هدفمندی می باشد که در رابطه با معرفی و عرضه محصولات شما از طریق مستقیم (وب سایت شما) و غیر مستقیم (وب سایتهای معروف و پر بیننده، موتورهای جستجو و دایرکتوری های تخصصی) به بازار عمل می نماید.

 

شرکت نرم افزاری پیام آوران پارسیان برمبنای شعار خود (ارائه راهکارهای نوین نرم افزاری) با بکارگیری نیروی انسانی زبده و متخصص و با استفاده از به روز ترین روشهای آنلاین مارکتینگ و با تجربه 10 ساله در این حوزه آماده ارائه خدمات و انتقال دانش خود در روند بهبود کسب کار شما میباشد.

بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) و یا بازاریابی آنلاین ( Online marketing) یعنی بازاریابی و فروش مستقیم از طریق وب و ایمیل. بازاریابی اینترنتی به طور معمول نوع پیشرفته بازاریابی سنتی مانند تبلیغات رادیویی، تلویزیونی و روزنامه ای می باشد. تبلیغات اینترنتی نوعی از تبلیغات است که بدلیل ارزان بودن، ماندگاری زیاد و فراگیر بودن آن همزمان با رشد ابزارهای اطلاع رسانی و روابط عمومی جایگاه خاصی را در بین تبلیغات چی ها باز کرده است .

 

بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) برای اولین بار و به صورت بنر در ۲۷ اکتبر سال ۱۹۹۴ و در سایت هات وایر نمایش داده شد. زمانی که هات وایر متوجه شد که برای تبلیغات می بایست فضای محدودی را در نظر گرفت، بنرهای تبلیغاتی بوجود آمدند. در آن زمان ۱۴ طراح تبلیغاتی مبلغی معادل ۳۰،۰۰۰ دلار برای نمایش ۱۲ هفته ای تبلیغات خود پرداختند در سال ۱۹۹۵ وب بعنوان رسانه ای عمومی پذیرفته شد. شرکت سان میکروسیستم در این سال زبان جاوا را به عموم عرضه کرد. در سال ۱۹۹۶ الدزموبیل ۵ اولین اتاق گفتگوی تجاری را راه اندازی نمود .

 

روش های بازاریابی اینترنتی

1 . بازاریابی اینترنتی با موتورهای جستجو (Search Engine Marketing)

یکی از ابزارهای بازاریابی اینترنتی موتور های جستجو می باشند. بازاریابی اینترنتی با موتورهای جستجو به دو صورت رایگان و پولی انجام می شود. در روش رایگان با بهینه سازی صحیح و اصولی وب سایت و استفاده از تکنیکهای سئو، وب سایت شما در نتایج جستجو بالاتری نسبت به سایر وب سایتها قرار می گیرد و بازدیدکنندگان بیشتری را به وب سایت شما هدایت می کند و فروش وب سایت را افزایش دهند. در روش پولی موتورهای جستجوی معروف مانند گوگل در راستای ارتقای بازاریابی اینترنتی علاوه بر روش فوق این امکان را به کاربران می دهند که با پرداخت هزینه برای یک کلمه کلیدی خاص در بالای نتایج جستجو ظاهر شوند.

2 . بازاریابی اینترنتی با شبکه های اجتماعی (Social Media Marketing)

ابزار دیگر بازاریابی اینترنتی استفاده از شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک می باشد. این روش نیز به دو روش رایگان و پولی انجام می شود. در روش رایگان فعالیتهای منظم شما در شبکه های اجتماعی کاربران را با برند شما و محصولاتی که ارائه می دهید آشنا می کند. روش پولی نیز در ازای پرداخت هزینه، تبلیغ شما در صفحات مختلف این شبکه ها ظاهر می شود. بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) در شبکه های اجتماعی نسبت به بازاریابی با موتورهای جستجو از شانس کمتری برای جذب ترافیک و خریدار برخوردار می باشد اما می توان از آنها به بهترین شکل ممکن برای معرفی برند و محصولات خود استفاده کرد .

3 . بازاریابی اینترنتی با محتوای مناسب (Content Marketing)

بازاریابی محتوایی( Content Marketing) در واقع مهمترین بخش بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) می باشد. موتورهای جستجو بدنبال محتوای با کیفیت هستند و به واسطه محتوایی که در وب سایت خود منتشر می کنید بازدیدکنندگان فراوانی از طریق موتورهای جستجو وارد وب سایت شما می شوند. درصورتیکه این بازدیدکنندگان محتوای شما را بپسندند آن را در وب سایت های دیگر و پروفایلهای شبکه های اجتماعی خود منتشر می کنند و محبوبیت شما افزایش می یابد .

4 . ویدئو مارکتینگ (Video Marketing)

آموزش تصویری که به مراتب جذاب تر و تاثیر گذارتر از آموزش نوشتاری است نوع دیگری از بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) است. با افزایش سرعت اینترنت و وجود شبکه های اجتماعی ویدیویی مثل یو تیوب، اکثر کاربران در اینترنت به دنبال ویدیو های آموزشی و کاربردی مورد نیاز خود می گردند. در صورتیکه از محصولات و خدماتی که در شرکت خود ارائه می دهید ویدیوهای جذابی تهیه کنید و آنها را در اینترنت منتشر کنید، بازدیدکنندگان بسیار زیادی با شما و خدماتی که ارائه می دهید آشنا خواهند شد .

5 . ایمیل مارکتینگ (Email Marketing)

ایمیل مارکتینگ (Email Marketing) از ابزار مهم و کاربردی بازاریابی اینترنتی (Internet marketing) می باشد . این روش به بیان ساده شامل ارسال ایمیلهای گروهی به تعداد زیادی از کاربران و تشویق آنها به بازدید از وب سایت و خرید می باشد . در استفاده از این روش باید دقت کرد . بازاریابی اینترنتی از طریق ایمیل مارکتینگ اصولی دارد که باید حفظ شود . مهم ترین آنها احترام به مشتری است. قرار دادن لینک لغو عضویت در ایمیل های ارسالی بسیار مهم است .

6 . تبلیغات پولی (Paid advertising)
قرار دادن بنرهای تبلیغاتی در وب سایتهایی که بازدیدکنندگان فراوانی دارند یکی دیگر از انواع بازاریابی اینترنتی به شمار می آید.. این نوع تبلیغات شامل پرداخت هزینه ماهانه برای درج بنر در بخش های مختلف وب سایتهای پربازدید می باشد.

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 842
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

بازاریابی تلفنی کار آسانی نیست. اغلب از بازاریابی حضوری بسیار سخت تر است. یکی از دلایل آن است که مشتری شما را نمی بیند. حتی اگر مشتری شما را ملاقات نکند و نبیند، انتقال دادن تصویری حرفه ای از پشت تلفن برای موفقیت، نیازمند تلاش زیاد است. این ده نکته می تواند به شما کمک کند حرفه ای تر به نظر برسید و در بازاریابی تلفنی موفق تر عمل کنید.

 

1. از هدفون استفاده کنید

گذاشتن هدفون عاملی روان شناختی برای آمادگی کاری است؛ زمان فعالیت رسیده است! استفاده از هدفون دست های شما را آزاد می گذارد، طوری که بتوانید راحت یادداشت بردارید. با یادداشت کردن اطلاعات مهم، بهتر می توانید تمام نکات مهم را مرور، خلاصه و پیگیری کنید.وقتی قرار نیست برای نگه داشتن گوشی تلفن بین گوشی و شانه تان تمرکز کنید، می توانید بر مشتری تمرکز کنید. در ضمن با استفاده از یک هدفون خستگی عضلات گردنتان را نیز کاهش می دهید و احتمال افتادن گوشی تلفن از دستتان کمتر می شود.

 

 


2. ایستاده صحبت کنید

آیا تابه حال دقت کرده اید که چرا خواننده ها هنگام اجرای برنامه همیشه می ایستند؟ این امر اتفاقی نیست. آن ها می دانند صدایشان زمانی که پرده دیافراگم تا نشود، با دامنه و قدرت بیشتری منتقل می شود. از این راز خواننده ها برای مقتدرانه تر و با اعتماد به نفس تر به نظر رسیدن هنگام صحبت با مشتری در پشت تلفن استفاده کنید. صاف بایستید و انرژی و شور و هیجانتان را به بیرون سرازیر کنید.

2. بدنتان را آماده کنید

برای این که در فروش تلفنی بهتر و مؤثرتر عمل کنید، چند تمرین ورزشی گرم کننده به منظور آماده کردن بدنتان انجام دهید. قبل از برقراری اولین تماس تلفنی تان، ورزش های صورت را انجام دهید، به این ترتیب که عضلات صورتتان را منقبض و سپس رها سازید و دندان هایتان را چند بار به هم بفشارید و رها کنید. آهسته خمیازه بکشید تا عضلات گونه ها و پوست صورتتان را آماده کنید. چند بار گونه هایتان را پر از هوا و خالی کنید. با بالا بردن و پایین انداختن شانه ها، انقباض گردن و شانه ها را برطرف کنید. انجام چند تمرین کششی برای کل بدن نیز ایده ی بدی نیست.

3. صدایتان را گرم کنید

برای آنکه صدای شما خوب و دلپذیر باشد باید آن را گرم کنید. زمزمه کردن تمرینی عالی برای تارهای صوتی است. قبل از برقراری اولین تماس تلفنی، کمی حرف بزنید. مثلاً نقشه شام امشب را با همسرتان بکشید. از بچه ها بپرسید برای امروز چه نقشه ای دارند. با یک همکار کنار آب سردکن اداره گپ کوتاهی بزنید.

4. کمتر حرف بزنید… بیشتر گوش دهید

هرچقدر بیشتر به صحبت های دیگران گوش دهید، اطلاعات بیشتری کسب می کنید. اگر فقط حرف بزنید و نخواهید به چیزی گوش کنید، چیزی دستگیرتان نخواهد شد.

با مطرح کردن یک یا دو سؤال شروع کنید و بعد به طرف مقابل اجازه صحبت بدهید. طوری حرف بزنید که در جریان اطلاعات بیشتری درباره مشتری، شرکت، نیازها، خواسته ها و اولویت های او قرار بگیرید. تنها با امکان صحبت دادن به مشتری می توانید این اطلاعات را به دست آورید و بهترین شیوه ی پاسخ گویی به نیازها و برآوردن اولویت ها و ارزش های مشتری را کشف کنید. به عنوان پاداش این رفتارتان، مشتری از اینکه چقدر شما باهوش و بامعلومات هستید، شگفت زده گوشی را می گذارد!

5. تلفن هایتان را دسته بندی کنید

به منظور حداکثر تأثیر و اثربخشی بهینه، تلفن ها را دسته بندی کنید. برای مثال تمام تماس های جلب مشتری را در یک چارچوب زمانی- مثلا در دو ساعت اول صبح- بگیرید و سپس روزتان را با یک جلسه ی اختصاص داده شده به انجام تلفن های پیگیری دنبال کنید. دست کم ده تلفن مشابه را در یک ردیف قرار دهید و پشت سر هم انجام دهید. با تمرکز بر یک نوع، شما خودتان را بیشتر در منطقه مخصوص زمین بازی قرار می دهید و بر مهارت ها و قدرت های مورد نیاز تان برای دست یابی به نتیجه ی تلفنی موفق متمرکز می شوید. به محض اینکه تماس ها را یک به یک علامت می زنید، متوجه می شوید با هر تماس نتایج بهتری کسب می کنید.

6. صدای تماس هایتان را ضبط کنید

وقتی تماس ها را ضبط می کنید، نه تنها یک نوار ضبط شده ارزشمند از مکالمه ی تلفنی تان ایجاد می کنید- موردی که بعدا هر وقت نیاز داشتید به آن مراجعه می کنید- بلکه ابزاری ارزشمند برای ارزیابی خودتان ایجاد می کنید. به این موارد دقت کنید: آیا خیلی سریع صحبت کردید؟ خیلی حرف زدید؟ آیا تهاجمی به نظر می رسیدید؟ به نظر آماده نبودید؟ طوری به خودتان گوش دهید که انگار یک مشتری گوش می دهد. با انجام این کار، روش هایی را کشف می کنید که با آن ها می توانید مهارت های فروش تلفنی را ارتقا دهید.

7. یادداشت کنید

یک بازاریاب تلفنی حرفه ای هیچ گاه بدون داشتن دفتر و قلم تماس ها را آغاز نمی کند. تمام نکات مهمی که مشتری می گوید را یادداشت کنید. خیلی زشت است که از مشتری سوالی بپرسید که قبلا آن را توضیح داده است. یا نام و مشخصات او را مجددا بپرسید. یادداشت خلاصه صحبت های مخاطب هم تمرکز شما را افزایش می دهد و هم اعتماد مخاطب را جلب می کند. همچنین یادداشت کردن باعث می شود حرف مخاطب را مدام قطع نکنید. اگر وسط صحبت های او چیزی به ذهنتان رسید همان لحظه بیان نکنید، بلکه یادداشت کنید و در زمان مناسب به او بگویید.

8. یکنواخت صحبت نکنید

از صحبت کردن با تن صدای یکنواخت و کسل کننده خودداری کنید. اگرچه تن صدای شما آن چیزی است که صدای شما را می سازد، می توانید با کمی توجه به آن، ارتباط تلفنی تان را بهتر کنید. اطمینان حاصل کنید که تن صدایتان پیامی را که می خواهید، به شنونده منتقل می کند.اگر خیلی آهسته صحبت کنید، عبارت «می توانید دوباره آن را تکرار کنید؟» را به دفعات خواهید شنید. اگر خیلی بلند حرف بزنید، مشتری مجبور می شود گوشی تلفن را از خود دور کند. کمی بلندتر از حد معمول صحبت کنید. همین موضوع این حس را منتقل می کند که شما بسیار پر انرژی هستید.اکثر فروشندگان سریع صحبت می کنند. قبل از قطع شدن تلفن از سوی مشتری، با شور و هیجان و علاقه نکات فروش را به گوش مشتری برسانید. آهسته صحبت کردن نیز همان قدر می تواند بد باشد.

9. پیش از تماس تمرین کنید

هر فروشنده ای از تمرین نوشته های اصلی و مکالماتش قبل از برداشتن گوشی تلفن سود زیادی می برد. توصیه می کنم دست کم پانزده دقیقه قبل از هر جلسه تمرین کنید. تمرین را با صدای بلند انجام دهید از اینکه ممکن است همکارانتان شما را دست بیندازند، نگران نباشید؛ آن ها زمانی که نتیجه کارتان را در فروش ببینند دیگر نخواهند خندید. این مراحل را کامل تمرین کنید: مقدمه و جملات آغازکننده، نوشته ها و دیالوگ های جلب مشتری، پیگیری قرار ملاقات ها، نوشته های پیگیری و بستن قراردادها؛ تمام این موارد را تمرین کنید.
یک جلسه پیگیری تمرینی در پایان هر روز ترتیب دهید. از یک همکار، دوست یا سرپرست دلسوز بخواهید با شما در اجرای این تمرین همکاری کند. اگر زمانی را به طور منظم برای بهبود مهارت های فروش تلفنی تان در نظر بگیرید، مطمئن باشید در مکالمه تلفنی نیز به عنوان یک حرفه ای ماهر ظاهر شوید.

10.ایستاده صحبت کنید

آیا تابه حال دقت کرده اید که چرا خواننده ها هنگام اجرای برنامه همیشه می ایستند؟ این امر اتفاقی نیست. آن ها می دانند صدایشان زمانی که پرده دیافراگم تا نشود، با دامنه و قدرت بیشتری منتقل می شود.از این راز خواننده ها برای مقتدرانه تر و با اعتماد به نفس تر به نظر رسیدن هنگام صحبت با مشتری در پشت تلفن استفاده کنید. صاف بایستید و انرژی و شور و هیجانتان را به بیرون سرازیر کنید.

 

طبق تحقیقات به عمل آمده، با رقابتی شدن کسب و کارها، اهمیت ارتباط مؤثر با مشتریان نیز بیشتر می شود.

 در این فضا بین شیوه های مختلف ارتباط با مشتری نظیر تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم، شیوه های ارتباط دو طرفه نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم مؤثرتر خواهند بود و علت آن هم تعامل دو طرفه است که بین بنگاه اقتصادی و مشتریان صورت می گیرد. در این ارتباط علاوه بر اینکه بنگاه اقتصادی در شناساندن خویش به مشتری تلاش می کند تا بتواند تقاضای او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتی فراهم می شود تا صدای مشتری را نیز بشنود که نتایج آن برای رقبا و گسترش کسب و کار حائز اهمیت است به طوری که بنگاه می تواند مشتری را بشناسد و نیاز او را بداند و در راستای کسب رضایت مشتری با نگرش برد دوجانبه حرکت کند.

یکی از راه های بازاریابی مستقیم، بازاریابی تلفنی است. بهره گیری صحیح از تلفن، در راستای مدیریت زمان، به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی کمک می کند، که بهره وری بالاتری داشته باشند. در این مقاله سعی داریم به بازاریابی تلفنی و مهارت های لازم برای نیل به موفقیت در مذاکرات تلفنی بپردازیم. بازاریابی تلفنی نوعی از بازاریابی مستقیم است که در آن فروشنده از تلفن استفاده می کند تا با مشتریان ارتباط برقرار کند و نهایتاً بتواند به آنها محصولی را بفروشد.


اگر بدون وقت قبلی به محل استقرار مشتری مراجعه کنید، زمان زیادی را در راه صرف می کنید و امکان دارد طرف در محل حاضر نباشد یا اینکه ممکن است مدتی را در انتظار باشید، ولی باز هم شما را نپذیرد. پس بهتر است ملاقات های حضوری حتی الامکان با وقت قبلی باشد. تلفن را دست کم نگیرید. از تلفن استفاده کنید. به طور متوسط هزینه یک تماس تلفنی یک درصد هزینه تماس حضوری است. اگر فردی که درجستجوی او هستید در دفتر کارش نباشد، یک ساعت از وقت خود را از دست داده اید، اما این زمان در بازاریابی تلفنی فقط ۱۵ ثانیه است.

انواع بازاریابی تلفنی

بازاریابی تلفنی به دو دسته اصلی تقسیم می شود.
الف) بازاریابی B2B: منظور نوعی بازاریابی است که دو شخصیت حقوقی (نظیر دو شرکت) با هم معامله می کنند.
ب) بازاریابی B2C: منظور نوعی از بازاریابی است که یک شخصیت حقوقی با یک شخصیت حقیقی (یک فرد) معامله می کند.

هریک از اقسام بازاریابی B2B و B2C به دو دسته بازاریابی درونی و بیرونی تقسیم می شوند.
الف) بازاریابی درونی: روشی واکنشی (reactive) است که بازاریاب درمحل شرکت حضور داشته و مشتریان با ایشان تماس می گیرند.
ب) بازاریابی بیرونی: روش پیش قدمی و فعال (active) است، در این روش بازاریاب پیش قدم شده و با مشتریان تماس می گیرد و تلاش می کند تا این تماس منجر به ملاقات حضوری بشود.
در سال های اخیر در بازار ایران علاوه بر بازاریابی معمول که از محل شرکت با مشتریان ارتباط برقرار می کند، روش دیگری هم باب شده است که به آن (Homesourcing) گفته می شود، در این حالت شخص در منزل خود برای شرکت خاصی بازاریابی می کند و طبق قرارداد، حق الزحمه خویش را از شرکت مربوط دریافت می کند.

رهنمودهایی برای بازاریابی تلفنی موفق
• کار با تلفن باید هدفمند باشد؛ فرد باید انگیزه ارتباط با دیگران را داشته باشد و از شغل خود لذت ببرد. بازاریاب تلفنی باید فردی برون گرا و خوش مشرب باشد، با خودتان رو راست باشید، اگر درون گرا و اخمو هستند، مناسب این شغل نیستید، پس خودتان را اذیت نکنید. اگر نمی توانید اخلاقتان را عوض کنید، بهتر است شغلتان را عوض کنید.
• برای برقراری ارتباط با افراد مهم یکی از بهترین زمان های تماس تلفنی، صبح زود است و یکی آخر وقت که منشی ها رفته اند. منشی ها بسیار خوب هستند اما باید پذیرفت که بعضی از مواقع مانع برقراری تماس می شوند. قبل از گرفتن شماره، خود را کاملاً آماده کنید. این آمادگی شامل سرحال بودن، به کار بردن عبارات کلیدی مثبت نظیر اینکه: «الان می خواهم یک بازاریابی تلفنی موفق داشته باشم»، آراسته بودن، لبخند زدن، فراهم بودن ابزار کار نظیر قلم، اطلاعات مورد نیاز و … می شود. به عبارتی دیگر، هم از نظر روحی روانی و هم ابزار و ادوات باید آماده باشید. معطل گذاشتن مشتری برای پیدا کردن خودکار، آمار و … پسندیده نیست. اطمینان داشته باشید که تمام ارقام و مدارک به روز است.
• صبح زود شروع کنید، کسب و کار از ساعت ۸ شروع می شود، ضمن اینکه خیلی از مدیران موفق قبل از ساعت ۸ صبح در محل کارشان حضور دارند. سحرخیز باش تا کامروا شوی.
• یک عدد آئینه روی میزتان قرار دهید تا در هنگام مکالمه به آن نگاه کنید و لبخند بزنید. حالت چهره شما در صدایتان منعکس می شود، به یاد داشته باشید که در بازاریابی تلفنی تنها سلاح شما صداست. پس این سلاح را درست به کار گیرید.
• برای هر یک از مکالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی کنید، اول تمام مکالمه را در ذهن تان تمرین کنید، مجسم سازید که پیشاپیش در آن کار موفق شده اید و حالا فقط می خواهید این موفقیت را تکرار کنید. مواظب باشید انگشت تان قبل از مغزتان به کار نیفتد. نام مخاطب را پرسیده و درست تلفظ کنید؛ همه انسان ها دوست دارند نام خود را بشنوند و مهمتر از آن اینکه نام خودشان را درست بشنوند.
• در مذاکرات تلفنی مهم، ایستاده صحبت کنید. در این صورت به دستور مغز آدرنالین بیشتری ترشح می شود و تسلط شما را بالا می برد.
• دست نوشته داشته باشید. متنی را از قبل آماده کنید تا در شروع مذاکرات از آن استفاده کنید. این متن باید شما و شرکت را معرفی کند، مقصود شما را از تلفن زدن بیان کند و مزایای محصول و وجه تمایزتان را نشان دهد. چنان ماهرانه از متن استفاده کنید که طرف مقابل متوجه روخوانی تان نشود.مشتری باید در تن و لحن صدای شما شادابی را احساس کند. معایب تلفن به عنوان یک عامل ارتباطی شامل فقدان ارتباط چشمی و احتمال آماده نبودن طرف مقابل یا منحرف شدن توجه او به دلیل سایر فعالیت ها (یا شلوغی جاده در صورتی که طرف در جاده باشد) و یا مواجه شدن با مشتریان سر سخت می شود. لذا تمام این نقایص را باید صدای گرم و جذاب شما جبران کند، یادتان باشد بازاریابی تلفنی یعنی صحبت با کسی که شما را نمی شناسد و نمی بیند و با تمام اینها شما می خواهید به او بفروشید.
• با مشتری گفتگو کنید، نه اینکه به طور یک جانبه مطالبی را به او بگویید. برای مشتری ارزش قائل شوید و در صورت عدم تمایل او وقت دیگری را برای مذاکره درخواست کنید.
• حوصله داشته باشید. در هنگام صحبت با تلفن چای نخورید، سیگار نکشید، روزنامه نخوانید و . . . و حواس خود را فقط روی گفتگو متمرکز کنید.
• بی جهت روی بعضی از مواضع پافشاری نکنید. پافشاری بیش از حد مشتری را عصبانی می کند.با آداب و اعتقادات طرف مذاکره کننده احترام بگذارید؛
• تلفن را درست نگه دارید تا صدای شما واضح باشد. کلمات را واضح و با تلفظ صحیح به کار ببرید، تصور درستی از خود ارائه دهید، نه خود را کوچک بشمارید و نه غلو آمیز صحبت کنید ، با سرعت مناسب صحبت کنید؛ به طوری که تأثیر خوبی داشته باشد؛
• اگر در مکالمه های تلفنی طرف مقابل شما فریاد می کشد و سر شما داد می زند، هرگز مقابله به مثل نکنید. بلکه آرام و نرم و با ملایمت صحبت کنید، در این گونه مواقع هم بهتر است بایستید و به مکالمه ادامه بدهید. شاید طرف صحبت شما سؤال های غیر مرتبط و یا حتی خصوصی مطرح کند، خونسرد باشید و عصبانی نشوید، مدیریت ارائه اطلاعات داشته باشید، لازم نیست به همه سؤال ها پاسخ دهید، گاهی خود را به نشنیدن بزنید و مجدداً موضوع اصلی را پیش بکشید و گاهی هم شوخی کنید و سؤال ها را با ظرافت رد کنید. به هر حال، سعی کنید مؤدبانه برخورد کنید و با سیاست و بازی با لغات مکالمه را به اتمام برسانید. در همه حال مواظب شخصیت مشتری باشید، یادتان باشد هدف بازاریابی، رسیدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل که نتیجه مثبتی برای کسب و کار ندارد.
• مراقب کلام خود باشید، و در حذف کلمات کلیشه ای و عباراتی که تکیه کلام شما شده اند، ولی پسندیده نیستند تلاش کنید. خانم ها از اصطلاحات مردانه، آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده کنند.

یکی از مهمترین اهداف بازاریابی تلفنی

یکی از مهمترین اهداف بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری کنید، در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا ابزارهای دیگری هم برای تأثیر گذاشتن بر مشتری در اختیار دارید نظیر زبان، تأثیرات تیپ ظاهری، نمونه کالا، کاتالوگ، فیلم و . . . لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد. صدای تان را ضبط کنید و به آن گوش دهید، این کار باعث می شود تا عیوب کارتان را پیدا کنید و با تمرین و مهارت آنها را برطرف سازید. سعی کنید سؤال ها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی کنید و فهرست سؤال های احتمالی خود را کامل کنید. جواب های آنها را آماده کنید. این کار میزان آمادگی شما را در مذاکرات بعدی افزایش می دهد. حرفه ای عمل کنید، از تلفن به عنوان یک وسیله کاری استفاده کنید، زود بروید سر اصل مطلب و از تعارفات کم کنید. اختلالاتی را که مکالمات تلفنی در کارتان ایجاد می کند، به حداقل برسانید. وسط حرف مشتری ندوید، مهارت های سخنرانی و گوش کردن را در خودتان بالا ببرید.
• ویژگی محصولتان را بیان کنید، اما این ویژگی ها را با منافع و مزایایی که برای مشتری دارد پیوند دهید و تأیید دیگران را در جهت بالا بردن اطمینان مشتری بیان کنید تا اعتبارتان افزایش یابد.
• یادداشت برداری کنید، این کار باعث می شود چیزی را از قلم نیندازید، اما مواظب باشید یادداشت برداری به مذاکرات شما لطمه نزند. تندنویسی را تمرین کنید و نکات کلیدی را یادداشت کنید.
• تعداد تلفن زدن های تان را افزایش دهید، قرار نیست تمام تماس های شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شود اما هر چقدر تعداد تماس های شما بیشتر باشد و تسلط تان بالاتر برود، قطعاً تعداد قرار ملاقات ها و معاملات هم افزایش می یابد. مراحل مشتری یابی از طریق تلفن را فراگیرید. ابتدا توجه طرف مقابل را جلب کنید، سپس خود و شرکت را معرفی کنید، آنگاه از یک عبارت کلیدی مثبت استفاده کنید و با قرار ملاقات گذاشتن مکالمه را به پایان برسانید. به منشی ها خیلی احترام بگذارید، آنها انسان های مهمی هستند و می توانند دوست شما برای برقراری تماس با مدیران باشند یا اینکه مانع شما بشوند. در اولین تماس ها با منشی، جمله ای که می گویید، امری مؤدبانه و سریع باشد تا او را وادار به حرکت سریع کنید.
• موفقیت و شکست های تان را در بازاریابی تلفنی تجزیه و تحلیل کنید و از آنها درس بگیرید، یکی از بهترین معلم ها تجربه است. اجازه ندهید تکراری بودن امور، شما را خسته کند، باید هر روز دوباره در مورد آنچه انجام می دهید فکر کنید؛ خلاق باشید. در پایان هر مذاکره سعی کنید خیلی کوتاه خلاصه مذاکرات را بیان کنید و برای آن از مشتری تأییدیه بگیرید. سؤال کردن در جای درست برای فهمیدن صحیح موضوع، مناسب است و ایرادی ندارد.اطلاعات شما از رقبا میزان حرفه ای بودن تان نشان می دهد و باعث می شود در مدیریت مکالمات تلفنی قوی تر عمل کنید. این اطلاعات مربوط به مواردی از جمله محصولات آنها، قیمت های شان، بازار هدف شان، پورسانتاژ بازارشان، تعداد نیروی فروش، میزان تخفیف، استراتژی فروش، دید رقبا نسبت به شما و . . . می شود.
• مواظب ایما و اشاره خود باشید و تصور نکنید مشتری حرکات شما را نمی بیند. جالب است بدانید که بهره گیری توام از حرکات بدن و زبان کلامی، قدرت انتقال انسان را افزایش می دهد.
• وقتی مشتری زنگ می زند و شما گوشی را بر می دارید از بکار بردن واژه «الو» خودداری کنید و بهتر است واژه «سلام» را بکار گیرید.
• وقتی تلفن زنگ می زند حداکثر در سومین زنگ گوشی را بردارید. در پایان مذاکرات تلفنی، شما بعد از طرف مقابل گوشی را زمین بگذارید.
• در کلاس ها و سمینارهای آموزشی بازاریابی تلفنی شرکت کنید تا احتمال موفقیت خود را بالا ببرید. مطالعه پیوسته کتاب های مربوط هم فراموش نشود. در جلب رضایت مشتری از طریق تلفن کاملاً مهارت پیدا کنید.بی تردید در فرآیند هر گفتگو ممکن است ایرادهایی از سوی مشتری مطرح شود. مسلماً هر ایرادی یک مانع است و باید پاسخی برای آن طراحی شود. درچنین موقعیتی بیهوده دلواپس نشوید، سعی کنید دلواپسی های خود را کنترل کنید.• اقدام کنید، بهترین راه برای غلبه بر شک و ترس حرکت است. اقدامات فوق را رعایت کنید و ابزارتان را آماده سازید، با تمرین، ایرادتان را برطرف کنید، مهارت های تان را بالا ببرید، از دوستان خود بخواهید شما را راهنمایی کنند، به صدای خود گوش کنید و از همه چیز یاد بگیرید، اما با تمام اینها تا اقدام نکنید، موفق نمی شوید، با آمادگی، گوشی را بردارید و شروع کنید.
• فرم مذاکرات تلفنی را تنظیم کرده و تاریخ تماس، نام مخاطب، شرکت مخاطب، خلاصه مذاکره و اقدام بعدی که باید صورت گیرد را یادداشت کنید و در پیگیری ها از این فرم استفاده کنید.
بازارایابی تلفنی کار ساده ای نیست اما می تواند بسیار موفق و سودآور باشد، به شرط آنکه توصیه های فوق را بکار گیرید.
بازاریابی تلفنی یکی از کانال های بازاریابی مستقیم است که در صورت کسب مهارت های لازم جهت استفاده صحیح از تلفن میزان توفیق فروشندگان در نیل به اهداف فروش و بازاریابی را افزایش می دهد.

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 807
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

۳ روش ساده برای طراحی زیبای سایت

گاهی اوقات یک تصویر یا باکس در سایت شما میتواند با استفاده از تکنیک هایی ساده توجه بیشتری جلب کند. رعایت جزئیات کوچک میتواند یک طراحی متوسط را به طرحی گیرا و تاثیرگذار و نتیجتا طراحی زیبای سایت تبدیل کند. استفاده از سایه ها، گرادیان رنگ و تصاویر کوچک گرافیکی روش های ساده ای هستند که طراحی شما را متفاوت کرده و در واقع آخرین قدم در طراحی زیبای سایت شما هستند. در این مقاله موارد استفاده از هریک را بررسی خواهیم کرد.

طراحی زیبای سایت

گاهی اوقات یک تصویر یا باکس در سایت شما میتواند با استفاده از تکنیک هایی ساده توجه بیشتری جلب کند. رعایت جزئیات کوچک میتواند یک طراحی متوسط را به طرحی گیرا و تاثیرگذار و نتیجتا طراحی زیبای سایت تبدیل کند. استفاده از سایه ها، گرادیان رنگ و تصاویر کوچک گرافیکی روش های ساده ای هستند که طراحی شما را متفاوت کرده و در واقع آخرین قدم در طراحی زیبای سایت شما هستند. در این مقاله موارد استفاده از هریک را بررسی خواهیم کرد.

  • استفاده از سایه در طراحی زیبای سایت

سایه یا همان Drop shadow یکی از اولین تکنیک هایی است که به طراحان آموزش داده شده و تقریبا در هر سایتی مشاهده میشود. دو نوع سایه وجود دارد؛ داخلی و خارجی. با استفاده از سایه در طراحی زیبای سایت میتوانید به بخش های مختلف عمق یا ارتفاع دهید و در نظر بینندگان تصویر سه بعدی و مناسب ایجاد خواهد شد.
همچنین استفاده از سایه داخلی برای نوشته میتواند حس برجسته بودن را منتقل کرده و خواندن متن را برای بیننده راحتتر کند.
چه زمانی از سایه استفاده کنیم؟

سایه ها معمولا برای قسمت هایی استفاده میشود که در اطراف آنها فضای خالی و سفید زیادی وجود داشته باشد. همچنین اگر بخواهید حالت لایه لایه به سایت داده و بخشی را جلوتر از دیگران نشان دهید انتخاب مناسبی خواهد بود و میتوانند ابزار مناسبی برای طراحی زیبای سایت باشند.
بسیار از طراحان تازه کار برای طراحی زیبای سایت هر جایی که بتوانند از سایه ها استفاده میکنند ولی این کار اشتباه است. استفاده اصلی سایه ها در طراحی سایت جداکردن بخشی از صفحه و جلب توجه بیشتر بینندگان است واگر در هرجایی استفاده شود خاصیت خود را از دست خواهد داد. در نظر داشته باسید که سایه های مورد استفاده خیلی جلب توجه نکنند و فاصله آنها از لبه تصویر بیش از اندازه نباشد.

  • تاثیر گرادیان رنگ در طراحی زیبای سایت

یکی دیگر از ابزارهای مورد استفاده در طراحی زیبای سایت گرادیان رنگ است. گرادیان رنگی میتواند ظاهر یک دکمه ساده را کاملا تغییر داده و زیبایی خاصی به آن ببخشد. همچنین یکی از روش های ایجاد عمق و بعد در طراحی سایت میتواند بکارگیری همین تکنیک باشد. گرادیان رنگ در حالت ساده میتواند خطی یا شعاعی باشد.

چه زمانی از گرادیان رنگ استفاده کنیم؟

گرادیان رنگ خطی برای جلب توجه کاربران در راستای افقی یا عمودی استفاده میشود، بطور مثال با استفاده صحیح از آن میتوانید توجه بازدیدکننده را به بخش عضویت در خبرنامه یا دسته های فروشگاه جلب کنید. استفاده از گرادیان شعاعی در طراحی زیبای سایت معمولا به منظور مشخص کردن یک ناحیه خاص از تصویر استفاده میشود. مهمترین کاربرد گرادیان رنگ در دکمه ها و بخش هایی است که ترجیح میدهید کاربران بر روی آن کلیک کنند.
همانطور که در بخش سایه ها اشاره کردیم استفاده از گرادیان رنگ نیز باید محدود بوده و تنها در بخش های مورد نیاز انجام شود. بکارگیری بیش از حد آن میتواند موجب شلوغی سایت و گیج شدن بازدیدکننده شود.

  • تصاویر گرافیکی و طراحی زیبای سایت

تصاویر گرافیکی میتوانند انتخاب مناسبی برای تصویر زمینه، دکمه ها و یا منوها باشند. استفاده از یک آیکون کوچک در کنار گزینه های منو میتواند تا حد زیادی به طراحی زیبای سایت شما کمک کرده و استفاده و درک آن را برای کاربران راحت تر کند.

طراحی زیبای سایت با استفاده از آیکون ها
چه زمانی از آیکون ها استفاده کنیم؟

استفاده بیش از حد آیکون در طراحی زیبای سایت میتواند بر زمان بارگذاری صفحات و سرعت سایت شما تاثیر منفی داشته باشد. همچنین بکارگیری آیکون های نامناسب و نامربوط تاثیر منفی داشته و بیش از بیش موجب سردرگمی کاربران میشود. تصاویر گرافیکی را با هدفی مشخص و برای بیان مفهومی خاص در طراحی سایت خود وارد کنید.

جمع بندی

استفاده از سایه، گرادیان رنگ و آیکون در طراحی زیبای سایت میتواند طراحی سایت شما را متفاوت و زیبا کند ولی در نظر داشته باشید که هارمونی و تناسب بین بخش های سایت را حفظ کنید و تا حد امکان بر حجم صفحات خود اضافه نکنید. زیبایی سایت تا زمانی ارزشمند است که به کارایی و سرعت آن آسیبی نرساند.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 939
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

توصیه چند طراح سایت حرفه ای

تا کنون چند بار پیش آمده که از یافتن یک سایت جدید و گشتن در آن لذت برده اید؟ نه به دلیل زیبایی چشمگیر آن یا خدمات ویژه ارائه شده بلکه بدلیل هماهنگی کامل بین تمام المان های سایت و رعایت تمام نکات توسط یک طراح سایت حرفه ای .طراحی حرفه ای سایت نتیجه ای از تجربه، تکنیک و سلیقه است. شما میتوانید کتاب یا مقالات زیادی در این زمینه مطالعه کنید ولی گوش دادن به توصیه های چند طراح سایت حرفه ای میتواند بسیار مفید باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا در این مقاله به معرفی سه نفر از معروفترین طراحان سایت جهان و پاسخ آنها به سوال “مهمترین نکته برای یک طراحی سایت حرفه ای چیست؟” بپردازیم.

طراح سایت حرفه ای
تا کنون چند بار پیش آمده که از یافتن یک سایت جدید و گشتن در آن لذت برده اید؟ نه به دلیل زیبایی چشمگیر آن یا خدمات ویژه ارائه شده بلکه بدلیل هماهنگی کامل بین تمام المان های سایت و رعایت تمام نکات توسط یک طراح سایت حرفه ای .
طراحی حرفه ای سایت نتیجه ای از تجربه، تکنیک و سلیقه است. شما میتوانید کتاب یا مقالات زیادی در این زمینه مطالعه کنید ولی گوش دادن به توصیه های چند طراح سایت حرفه ای میتواند بسیار مفید باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا در این مقاله به معرفی سه نفر از معروفترین طراحان سایت جهان و پاسخ آنها به سوال “مهمترین نکته برای یک طراحی سایت حرفه ای چیست؟” بپردازیم.

Douglas Hughmanick طراح سایت حرفه ای

داگلاس با ۷ سال سابقه مشاوره و فعالیت در زمینه طراحی حرفه ای سایت بعنوان کارگردان هنری شناخته میشود. او مدرک لیسانس خود را در رشته رسانه های نو و از دانشگاه هنر دریافت کرد. امروز او شرکت شخصی خود را اداره میکند و طرح های بسیار زیبا و منحصر به فردی را برای وبسایت ارائه کرده است. داگلاس در پاسخ به سوال بالا گفته است:

    مهمترین بخش برای طراحی حرفه ای سایت ایجاد ارتباط مناسب بین کاربر و اطلاعاتی است که بدنبال آن میگردد. اگر دسترسی به اطلاعات و صفحات داخلی سایت راحت بوده و کاربر از حضور خود در سایت شما راضی باشد، در طراحی سایت خود حرفه ای عمل کرده اید. این به معنی تکرار یک استراتژی و کپی مجدد آن نیست بلکه برای هر پروژه و متناسب با بازدیدکنندگان احتمالی سایت ممکن است تغییر کند.

مهمترین نکته ای که میتوان از صحبت های داگلاس بیرون کشید عبارت “تکرار یک استراتژی و کپی مجدد آن” است. یک طراح حرفه ای سایت هرگز کار خود را کپی نمیکند. شاید شما هم با نمونه های زیادی در اینترنت مواجه شده باشید که از قالب های کلی و معمول دیگر سایتها بهره میبرند.
Adham Dannaway طراح سایت های ساده

آدام در شهر سیدنی استرالیا زندگی میکند و به طراحی سایت های ساده و گیرا معروف شده است. نمونه کارهای او بعنوان یک طراح حرفه ای سایت در سایت ها و مجله های بزرگی مانند Smashing Magazine و Abduzeedo مورد بررسی و تحسین قرار گرفته است. اکانت توییتر آدام ۲۰۰۰۰ دنبال کننده دارد و در جواب به سوال بالا جواب زیر را داده:

    در ابتدا باید بگویم که به نظر من یک طراحی سایت ایده آل وجود ندارد ولی میتوان طراحی سایت خوب داشت. مهمترین فاکتور برای حرفه ای بودن یک طراحی سایت آن است که به هدف خود دست یابد. بطور مثال اگر هدف یک وبسایت فروش کفش ورزشی است باید به کاربران اجازه داد که خیلی سریع و راحت کفش مورد نظر خود را انتخاب و خریداری کنند. مسلما زیبایی و جذابیت سایت نیز مهم است ولی تا جاییکه کارایی آن را از بین نبرد. برای یک طراح سایت حرفه ای چیزی مهمتر از کارآمدی سایت و رضایت مشتریان نیست.

نکته مهم آن است که آدام کارایی سایت را از هرچیزی مهمتر میداند و زیبایی ظاهری آن را در اولویت بعدی قرار میدهد. توجه به خوانا بودن متن، استفاده از رنگهای مناسب و سرعت بالای سایت را باید اولویت های اصلی در طراحی حرفه ای سایت دانست.
Pat Johnson برنده جوایز طراحی حرفه ای وبسایت

پت در ۵ سال گذشته ۱۰ جایزه بین المللی برده است که او را بعنوان یک طراح  سایت حرفه ای در جهان شناسانده است. همچنین او طرح ها و افزونه های رایگان زیادی را در سایت شخصی خود برای استفاده رایگان عموم قرار داده است. جواب او به سوال ما به شرح زیر است:

طراحی سایت حرفه ای با استفاده از تصاویر بزرگ و متن خوانا

    طراحی سایت باید ساده و کاربرپسند باشد تا بتوانند به سرعت آنچه میخواهند را بدست آورند. من استفاده از عکس های بزرگ و گرافیک زیبا را زیر سوال نمیبرم ولی به شرطی که با سلیقه و حساسیت کافی انجام گیرد. استفاده از لبه های گرد، سایه ها و فونت های مرتبط میتواند از نیازهای یک طراح سایت حرفه ای باشد.

صحبت های پت اهمیت سادگی و زیبایی سایت را در کنار هم به ما نشان میدهد. سادگی و قرار دادن فضاهای خالی در سایت میتواند تجربه بهتری را برای بازدیدکنندگان در سایت شما ایجاد کند. فضای مناسب میان بخش های اصلی در یک طراحی سایت حرفه ای امکان استراحت و یافتن مطالب مورد نظر را به چشم بیننده میدهد.

امیدواریم که مطالب این مقاله و نگاه چند طراح سایت حرفه ای به وضعیت امروز دنیای اینترنت و نحوه ارائه مطالب برای شما مفید بوده باشد. اگر فکر میکنید که شما هم میتوانید توصیه مناسبی برای دوستان داشته باشید از طریق بخش نظرات همین مقاله منتقل کنید.

 




:: بازدید از این مطلب : 655
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

  

امروزه روش خرید با توجه به گسترش تمایلات افراد به وب تغییر کرده است، همچنین نحوه مقایسه کردن کالا توسط افراد و تصمیم گیری آنها برای خرید دچار تغییر زیادی شده است. از آنجا که تقاضا برای فروشگاه‌های اینترنتی به سرعت در حال افزایش است و در این دوران، رقابت شدیدتر شده است، صاحبان فروشگاه‌های اینترنتی باید بتوانند مشتریان وفادار زیادی را جذب کنند تا بدین طریق کسب و کار خود را گسترش دهند. این بدان معنا نیست که شما نیاز به صرف مقدار زیادی پول برای بازاریابی آنلاین کسب و کار خود دارید؛ حتی تغییرات و پیشرفت‌های کوچک می‌تواند بر روی میزان فروش شما از فروشگاه اینترنتی مؤثر باشد.

عوامل مؤثر بر میزان فروش فروشگاه اینترنتی

در این مقاله بیان می‌کنیم که چه عواملی می‌تواند بر میزان فروش از فروشگاه اینترنتی تأثیرگذار باشند و در نتیجه بتوانید فروش خود را افزایش دهید.

داشتن فروشگاهی جذاب و گیرا

بدون شک، فروشگاه اینترنتی شما نماینده کسب و کار شماست، از این رو فروشگاه را جذاب و گیرا بسازید. فروشگاهی که منظم، خوب و به درستی سازماندهی شده باشد؛ بازدیدکنندگان بیشتری را جذب خواهد کرد و منجر خواهد شد که دوباره در آینده بازدیدکنندگان بر روی فروشگاه اینترنتی شما کلیک کنند، محصولات آن را مشاهده کنند و تصمیم به خرید بگیرند، بنابراین فروشگاهی که به خوبی سازماندهی نشده باعث می‌شود افراد از دوباره کلیک کردن آن در آینده دوری کنند. از آنجایی که نگاه و تأثیر اولیه بسیار مهم است، از ایجاد یک فروشگاه حرفه‌ای، مدرن و خوب اطمینان حاصل کنید که این امر اولین تأثیر همیشگی خود را خواهد گذاشت.

 

اعتمادسازی قبل از توسعه برند 

اعتبار و شهرت بدون شک مهمترین مورد است؛ به خصوص در این دوران شدید رقابتی، مشتریان ابتدا اعتبار وبسایت را قبل از خرید کردن بررسی می‌کنند. بنابراین هدف، اعتمادسازی برای مشتریان شما از روز اول و دریافت بازخورد از آنهاست. این امر به شما کمک خواهد کرد اعتبار قوی ایجاد کنید. برای اینکه شهرت بالایی را ایجاد کنید می توانید از مواردی مانند ارائه ضمانت نامه محصولات، نمایش نظرات مشتریانی که بیشترین رضایت را داشتند و نیز تعامل با مشتریان خود به کار برید.

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تبلیغات میان متنی

درب شیشه ای چیست؟ا   یکی از ملزومات دکوراسیون لوکس و مدرن ساختمان های امروز به حساب می آیند. قیمت درب شیشه ای را در سایت قائم الکتریک مشاهده کنید. همچنین درب ورودی ساختمان ها نیز برای حفظ امنیت عبور و مرور نیازمند تجهیزات راهبند است. قیمت راهبند  را از قائم الکترونیک به راحتی دریافت کنیدتیم نکته عمومی و عامیانه این است که در شیشه ای یا همان درب شیشه ای به درب اتوماتیک شیشه ای اشاره دارند. درب شیشه ای در انواع مختلف را از قائم الکترونیک بخواهید.

تبلیغات میان متنی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همچنین می توانید کرکره برقی و قیمت کرکره برقی را در وبسایت قائم الکترونیک و از کارشناسان این شرکت استعلام کنید. ما ۲۴ ساعت شبانه روز آماده خدمت به شما عزیزان هستیم.

تبلیغات میان متنی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آگاه بودن از الویت‌های مشتریان هدف 

برای اینکه بتوانید بر روی فروش خود تأثیر گذار باشید باید بدانید تمایلات مشتریان شما چیست. این امر به شما کمک خواهد کرد که تعیین کنید چه محصولاتی را در ابتدا باید برای جذب مشتریان خاص خود قرار دهید. همچنین شکی نیست که باید محصولات را در دسته‌بندی‌های مختلف سازماندهی کنید تا مشتریان به آسانی مورد دلخواه خود را بتوانند بیابند، اما باید تمام این دسته‌بندی‌ها را در صفحه اصلی یا صفحه فرود خود نشان دهید.

گذاشتن امتیاز بندی و نظردهی برای محصولات توسط مشتریان

این امر نه تنها باعث اعتبار برندتان می‌شود بلکه بازدیدکنندگان را ترغیب به خرید می‌کند. اعتبار محصول نیز بسیار مهم است؛ به این دلیل که اغلب افراد از «نظرات بیرونی» برای تصمیم گیری از خرید محصول استفاده می‌کنند. برای مثال، آنها محصولی را انتخاب خواهند کرد که 50 مورد نظر مثبت در مورد آن محصول بوده است نسبت به محصولی که هیچ نظری ندارد، حتی اگر آن را دوست داشته باشند. بنابراین باید مشتریان راضی خود را تشویق کنید که نظر و یا امتیاز در مورد محصول بدهند.

تمرکز بر روی جزئیات لازم

اگر بازدیدکنندگان به صفحات محصولات شما آمده، اما اکثر آنها بدون خرید یا کلیک کردن بر روی دکمه «افزودن به سبد خرید» وبسایت را ترک کنند، در نتیجه باید بر روی جزئیات محصولات تمرکز کنید. همراه با نمایش تصاویر خوب از محصولات، مفیدترین و مهم ترین جزئیات را نمایش دهید. این جزئیات شامل قیمت، شرایط ارسال، مشخصات محصول و تخفیفات می‌باشد. با این حال، جزئیات دیگری از جمله تعداد اقلام فروش رفته، موجودی انبار، امتیاز بندی و تصاویر واضح از محصولات در زوایای مختلف را می‌توانید برای جذب حداکثر خرید اضافه کنید. 

بازدیدکنندگان را مجبور نکنید که در وب سایت شما ثبت نام کنند

هیچکس دوست ندارد برای دسترسی به وبسایت شما ثبت نام و ایجاد حساب کاربری کند. بنابراین اگر این مرحله را دارید آن را حذف کنید، در غیر اینصورت باعث از دست دادن مشتریان بالقوه خود می‌شوید. اگرچه لازم است آدرس ایمیل یا سایر اطلاعات ارزشمند که می‌تواند کمک کند با آنها ارتباط برقرار کنید را دریافت کنید؛ اما اولین مرحله را برای آنها ساده و بی دردسر انجام دهید. شما می‌توانید از آنها درخواست کنید که یک حساب بعدا ایجاد کنند یا می‌توانید به آنها اجازه دهید به عنوان مهمان خرید کنند. این امر قطعا منجر به نرخ تبدیل خواهد شد. 

اطمینان از پشتیبانی خوب برای مشتریان خود

هرگز تأثیری را که پشتیبانی خوب برای مشتریان شما می‌تواند ایجاد کند، نادیده نگیرید. همچنین می‌توانید برای فروشگه اینترنتی خود پشتیبانی آنلاین قرار دهید تا اطمینان بیشتری مشتریان از شما کنند. البته لازم به ذکر است که اگر پشتیبانی آنلاین را در فروشگاه اینترنتی خود قرار دهید اما وقتی کاربری پیامی را ارسال می‌کند و شما دیر پاسخ دهید، این امر قطعا نتیجه معکوسی را خواهد داشت و بیشتر باعث بی‌اعتمادی می‌شود. 
بنابراین، پشتیبانی سریع و مثبت را برای مشتریان خود تضمین کنید. به درخواستها و نظرات مشتریان خود در اسرع وقت پاسخ دهید. مورد دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که خریداران دو برابر مشتاق‌تر هستند تا پاسخهای منفی را نسبت به آنهایی که پاسخشان مثبت است، به اشتراک بگذارند. به همین دلیل است که باید از رضایت مشتریان خود مطمئن باشید.

کمک گرفتن از شبکه‌های اجتماعی

اغلب موارد، مشتریان به دلیل رقابت سخت، از محصولات جدید آگاه نیستند. از این رو می‌توانید از طریق رسانه‌های اجتماعی برای شناساندن محصولات جدید خود، کمک بگیرید. شما می‌توانید تصاویر و فیلم‌های محصولات خود را همراه با بک‌لینک به آن محصول در وب سایت تجارت الکترونیک خود ارسال کنید. این امر قطعا منجر خواهد شد محصول بیشتر شناخته شود و همچنین نرخ تبدیل افزایش یابد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد می‌توانید مقاله زیر در وب 24 را دنبال کنید.

 

تخفیفات و پیشنهادات

کلمه «رایگان» می‌تواند واژه شگفت انگیزی برای جذب مشتریان جدید و افزایش فروش باشد؛ به این دلیل که این کلمه آنها را تحریک می‌کند و باعث ایجاد احساس مثبت برای خرید می‌شود. بنابراین، پیشنهادات خود را با تخفیف های ویژه و پیشنهادات مربوط به محصولات مورد علاقه آنها ارائه دهید. این یک واقعیت شگفت انگیز است که در بیشتر مواقع، بازدیدکنندگان قصد خرید کالای خاص را ندارند؛ آنها فقط به دلیل تخفیف بزرگ ارائه شده، ممکن است آن محصول را خریداری کنند. حتی ارسال رایگان محصول می‌تواند به عنوان یک تخفیف بزرگ محسوب ‌شود. بنابراین از این تاکتیک‌ها برای جذب مشتریان بیشتر ستفاده کنید.

موارد ذکر شده در بالا، راهنمایی‌های ساده ای بود که می‌توانند بر روی جذب مشتریان به فروشگاه اینترنتی شما مؤثر باشند و بدین طریق بر روی میزان فروش از فروشگاه اینترنتی شما تأثیر بگذارند. شما فقط باید استراتژی مناسب را برای رسیدن به مشتریان خود و رضایت آنها انتخاب کنید؛ بدون اینکه نیاز داشته باشید هزینه‌های زیادی را برای دستیابی به حداکثر مشتری صرف کنید. در عوض شما باید نیاز مشتریان خود و انتخاب مخاطبان هدف خود را بدانید و سپس استراتژی‌های خود را بر این اساس برنامه‌ریزی کنید.

 



:: بازدید از این مطلب : 716
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

 هنگامی که برای اولین بار واژه بازاریابی عصبی را شنیدیم. شروع به تحقیق در باره آن کردیم. تا بتوانیم به سوال بازاریابی عصبی چیست پاسخ مناسب و درستی بدهیم. متاسفانه در مقالات فارسی نوشته شده توسط اساتید بازاریابی می شد ردی از برداشت های شخصی را دید که میتوانست مخاطب را گمراه کند. در این مقاله ما تنها به اصول علمی می پردازیم و از برداشت های شخصی پرهیز میکنیم و قصد داریم که شما را بیشتر با مبحث بازاریابی عصبی آشنا کنیم.

بازایابی عصبی چیست؟

برای پاسخ به سوال بازاریابی عصبی چیست. باید بگوییم که بازاریابی عصبی ترکیب دو علم بازاریابی و عصب شناسی است. در بازاریابی عصبی برای تشخیص بهترین روش بازاریابی از روش های بالینی عصب شناسی استفاده میشود. بازاریابی عصبی با تهیه اسکن هایی از مغز در حالتهایی مانند ، تصمیم برای خرید ، انجام خرید، پرداخت هزینه کالای خریداری شده انجام میشود. به این ترتیب بازاریاب ها میتوانند برای نحوه بازاریابی خود تصمیمات درستی اتخاذ کنند. با مطالعه مغز در هنگام خرید بازاریاب ها میتوانند برای سهل کردن انجام معاملات به فرمول های جدید و کاربردی تر دست یابند.

تبلیغات درون متنی/

اگر تمایل دارید برای شرکت خود اقدام به طراحی سایت ارزان کنید پیشنهاد می کنم ابتدا مقالات مربوط به تفاوت طراحی سایت شرکتی و  طراحی سایت فروشگاهی را مطالعه کنید. من به شما پیشنهاد می کنم خدمات طراحی سایت پیام آوا را برای این کار نگاه کنید. شرکت پیام آوا بهترین و با کیفیت ترین خدمات طراحی سایت را در قالب طراحی سایت ارزان و مقرون به صرفه به شما ارائه می کند.

تبلیغات درون متنی

بازاریابی عصبی چیست

نتیجه بازاریابی عصبی چیست؟

بازاریابی عصبی مطالعات کاملی بر روی مشتریان و خریداران انجام داده و نتایج آن در کتب ، مجلات و روزنامه ها منتشر شده است. اگر بخواهیم نتیجه کلی از این مطالعات را بیان کنیم باید بگوییم که مطالعات بازاریابی عصبی نشان داده است که مغز انسان در هنگام خرید بیشتر با احساس خود خرید می کند و نه با منطق خود، این نکته یک سوال برای ما ایجاد میکند: آیا باید از منطق در بازاریابی و فروش دوری کنیم؟ خیر بخش منطق مغز باید احساس رضایت مناسبی داشته باشد. در غیر اینصورت معامله ممکن نیست.

سوال دیگر چگونه یک بازاریابی و فروش براساس بازاریابی عصبی را انجام دهیم؟

با توجه به مطالعات انجام شده شما هنگام بازاریابی باید ابتدا مغز را وادار به پذیرش سخنان خود کنید، این جمله به این معنی است که منطق مغز را قانع کنید که خرید کالا و خدمات ارائه شده شما امری منطقی است.

 گام دوم: باید احساسات را وارد بازی کنید. در اینجا شما باید با مشتری دوست شوید ولی یادتان باشد این دوستی نباید بخش منطق مغز را قلقک دهد. یعنی اینکه دوستی خود را بشکلی ابراز ندارید که بخش منطق مغز شما را پس بزند.

گام سوم : مهمترین گام در فروش و بازاریابی کار با بخشی از مغز است که وظیفه رفع نیاز های روزانه مانند غذا خوردن ، آب نوشیدن و غیره را به عهده دارد. در این بخش شما باید مشتری را قانع کنید که خرید محصول و کالای شما یکی از نیاز های مشتری را برطرف میکند.

مثال های عملی در بازاریابی عصبی:

آیا میتوان برای بازاریابی عصبی مثالی کاربردی ارائه داد؟

بله قطعا میتوان مثال های کاربردی در بازاریابی های عصبی را ارائه داد در اینجا میتوان این مثال را بعنوان یک مثال ساده از بازاریابی عصبی ذکر کرد:

(در مثال زیر برای ساده تر شدن و قابل فهم بودن، یک فروش ساده در یک مبل فروشی را توضیح داده ایم.)

یک فروشگاه مبل را در نظر بگیرید که یک مشتری برای خرید یک مبل راحتی وارد آن شده است شما بعنوان یک فروشنده میخواهید بر اساس اصول بازاریابی عصبی شانس فروش مبل را بیشتر کنید. به این ترتیب دیالوگ های خود را به این صورت شروع کنید.

سلام و احوال پرسی گرم ولی کمی رسمی، سوال از نوع کالای مد نظر، تا اینجای کار شما برای مشتری احترام قائل شده اید و باعث شدید که بخش منطق مغز او برای ماندن و دیدن نمونه مبل های احساس آرامش کند.

در گام بعد باید منتظر پاسخ مشتری باشید. سعی کنید کمی از مشتری فاصله بگرید تا از رفتار او متوجه تمایل او شوید. در این بخش ما میدانیم که ممکن است مشتری بخواهد مبل راحتی بخرد ولی مغز او در بخش تصمیم گیری برای نیاز های اولیه، مشتری را به خرید یک مبل کلاسیک تر سوق دهد و یا برعکس.

با توجه به اینکه در صورتی که از مشتری سوال کنید او جوابی را که مغز منطقی میدهد را بازگو می کند، ولی خرید مشتری در نهایت بر اساس نظر بخشی از مغز است که به آن مغز قدیم می گویند و برای رفع نیاز های ضروری تصمیم گیری می کند باید بر اساس مشاهدات خود عمل کنیم.

گام بعدی سنجش اختلاف بین خواسته بیان شده مشتری و تمایل رفتاری او میباشد. اگر بعنوان یک فروشنده متوجه شدید که مشتری اعلام می کند که مبل راحتی میخواهد ولی مبلمان های کلاسیک را برای بیشتر مورد توجه قرار میدهد. باید وارد عمل شوید و به مشتری پیشنهاد مبل نیمه راحتی و یا نیمه کلاسیک بدهید.

توضیح : مشتری اعلام کرده مبل راحتی میخواهد ولی مغز او به او اجازه خرید مبل راحتی را نمی دهد. اگر به او بگوییم مبل کلاسیک بخرد، مغز منطقی او با ما مخالفت می کند. اگر به مشتری طبق گفته خود او مبل راحتی پیشنهاد دهیم مغز قدیم او مانع خرید خواهد شد. به این ترتیب ما با استفاده  از یک واژه به نام مبل نیمه راحتی هم بخش منطق مغز را قانع کرده ایم و هم با نشان دادن مبل های کلاسیک ساده بخش احساسی مغز را قانع کرده ایم و به این ترتیب فروش تسهیل میشود.

یک قدم دیگر در این فروش تعیین زمان ایجاد دوستی است. هنگامی که مبل نیمه راحتی را به مشتری معرفی می کنید کمی از رسمی بودن خود بکاهید و کمی با مشتری صمیمی تر شوید. از شوخی های مناسب سن و جنسیت مشتری استفاده کنید. و شروع به صحبت های کمی خصوصی تر مانند شغل و سرگرمی های مورد علاقه مشتری بکنید و یا در باره شهر محل تولدش بپرسید. از پاسخ های مشتری برای ایجاد صمیمت بیشتر از طریق گفت گو های کوتاه استفاده کنید.

در این گام شما مغز منطقی را مختل می کنید و مغز میانی را که وظیفه حفظ ما از خطرات را دارد را فعال می کنید. باید مراقب این بخش از مغز باشید. این بخش اگر شما را دوست تشخیص دهد، شما برنده اید. اگر شما را یک فروشنده سود جو تشخیص دهد باخته اید. از اغراق درباره کیفیت مبل و توضیح جزئیات ساختاری در مبل در این بخش از فروش بشدت بپرهیزید. حتی در صورتی که مشتری از شما سوال تخصصی کرد. جواب هایی کلی به او بدهید.

مثلا در پاسخ به سوال چوب مبل چیست؟ صادقانه به او بگوید تولید کنندگان که میگویند چوب راش ولی خوب، همه میدانیم که میزان کل واردات چوب راش به ایران از چوب بکار رفته در مبلمان ها در ایران کمتر است.

در این بخش به مشتری اعلام کنید که کیفیت چوب های بکار رفته بسیار بالاست و شما خود را متعهد میدانید که از بهترین کارخانجات تولید مبل خرید کنید و در منزل خودتان از همین مبل ها استفاده می کنید. در این بخش میتواند با این سوال که راستی برای نهار خوری چه برنامه ای دارید؟ آیا میخواهید نهارخوری صفحه چوب داشته باشه و یا صفحه شیشه ای؟ و خواستن نظر مشتری در باره هر کدام کاری کنید که مشتری خود را صاحب نظر بداند.

منابعی برای مطالعه بیشتر در زمینه سئو و بهینه سازی سایت

 

https://seo-webmaster.blogsky.com/

https://seoweb5.blogsky.com/

https://seowebdesigner2.blogsky.com/

https://seowebmaster5.blogsky.com/

https://seokar9.blogsky.com/

https://seowebmaster66.blogsky.com/

https://seowebkaran1.blogsky.com/

https://seowebmaster3.blogsky.com/

https://seowebkar6.blogsky.com/

https://seo-webdesigner.blogsky.com/

 



:: بازدید از این مطلب : 627
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مهر 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران